::: وحيد وحيدي مطلق :::


















اطلاع از مطالب جدید اين وبلاگ
Enter Your Email


Powered by FeedBlitz

OR

 Subscribe in a reader



ابراهيم نقدي/ علي فاطمي/ پوريا ناظمي/ آيدين كسائي/ فرشته شریفی/ بهرام هوشيار يوسفي/ اصغر ابراهيمي/ پيمان سپهري/ محمدرضا گرامي/ منصور دهستاني/ سيد عليرضا حجازي/ محمد هدايت/ مجتبي لشكربلوكي / افشين شوآن / حامد قدوسي / صادق روزبهي / داريوش محمد پور / محمد سعيد حنائي كاشاني / مسعود بينش / فرنود حسني / سهيل نهرور / محمود صادق پور / يوسف عابدي / افشين دبيري / محمدرضا حق پرست /



Music: Asturias

Monday, June 01, 2009

ساده سازی




مدتی پیش یکی از دوستان عزیز که قصد داشت برخی از ایده هایی را که مطرح کرده ام عملا در شرکت خود پیاده کند خیلی گلایه می کرد که چقدر پیچیده نوشته ای و توضیح داده ای آیا نمی شود ساده تر و خلاصه تر موضوع را بیان کنی. طبیعتا مخالفتی نکردم و هر چه می توانستم تلاش کردم که بحث را ساده تر کنم تا انتقال و جذب و هضم آن راحت تر شود.

اما این موضوع کلا به نظرم جالب آمد که واقعا تفاوت ساده سازی با ساده انگاری چیست و به چه نکاتی باید در این رابطه توجه کرد؟ آنچه که تقریبا روشن است اینکه در دنیای کنونی و آینده دو روند تقریبا مخالف یکدیگر مشهود هستند. یکی پیچیده تر شدن هر چه بیشتر امور بویژه پس از آغاز عصر اطلاعات و دیگری گرایش یا تقاضای فراوان برای فهم پذیر کردن امور و بنابراین ساده تر شدن آنها. در نتیجه شاید اگر بگوییم که نیازمندی به علم و هنر ساده سازی رو به افزایش است خیلی اشتباه نکرده ایم. صرف نظر از فضیلت بودن یا رذیلت بودن گرایش به ساده سازی باید گفت که از بسیاری جهات ساده سازی اهداف عملی متنوع و متعددی را مانند آموزش سریع و اثربخش و تصمیم گیری به موقع و دقیق و همچنین تخمین و برآورد اولیه محقق می کند. مثلا مهندسان طراح عمران برای چک کردن محاسبات خود بدشان نمی آید که از فرمول های ساده و سرانگشتی استادکاران تجربی هم استفاده کنند. مانند اینکه یک حجم بتنی با کاربری مشخص به مترمکعب تقریبا چند کیلوگرم میلگرد می برد.

در دنیای مکانیک نیوتنی که در مقیاس های زمینی خوب جواب می دهد فرمول ساده ای به صورت اف مساوی ام آ واقعا حیرت انگیز است و معمولا دانشجویان مهندسی وقتی می بینند که مثلا استاد درس دینامیک تقریبا همه مسائل به ظاهر سخت را با همین فرمول ساده حل می کند تعجب می کنند. مشابه آن نیز در مکانیک جدید رخ می دهد که زمانی بعضی از افراد با افتخار تی شرتی را به تن می کردند که فرمول ساده منتسب به اینتشیتن روی آن نوشته شده بود ای مساوی ام سی دو. در نظریه آشوب و هندسه فراکتالی نیز عمده زیبایی قضیه در این است که مثلا یک فرمول ساده منجر به تولید اشکال و دینامیک واقعا پیجیده می شود.


شکی نیست که حاکم سازی چنین نگرشی در همه حوزه های فهم و دانش به غیر از آنچه که در دنیای مهندسی و فیزیک و ریاضیات دیده می شود و معمولا تحسین برانگیز است واقعا مورد نیاز است. حداقل در دنیای مدیریت که از جایگزینی ارزش ها به جای هدف ها صحبت می شود یکی از خواسته های اصلی ساده سازی و کمک به جذب پیچیدگی است.

در مباحث مرتبط با آینده نگاری نیز که روش سنایونگاری در آن تقریبا حرف اول را می زند ساده سازی و قابل فهم کردن تحولات و تغییرات برای رهبران و کارکنان سازمان بسیار کلیدی است. مثلا در یکی از روش های سناریونگاری شما نهایتا بر اساس دو نیروی پیشران کلیدی که عدم قطعیت و اهمیت بالایی دارند چهار سناریو یا آینده بدیل می سازید و به این ترتیب فضای فهم آینده را خیلی ساده می کنید.

نکته جالبی که معمولا هنگام استفاده از روش های مدل سازی یا شبیه سازی به آن اشاره می شود این است که همراه با افزایش پیچیدگی های مدل دقت آن نیز افزایش می یابد اما فهم پذیری و تفسیر پذیری آن تا حد مشخصی بیشتر شده و پس از آن همراه با افزایش بیشتر پیچیدگی فهم پذیری و کار کردن با مدل کاهش می یابد. در واقع همانطور که قبلا اشاره کردم تحلیل گران به منظور افزایش قدرت پیش بینی مدل های خود در تلاشی بیهوده می کوشند مدل ها را هر چه بیشتر پیچیده تر کنند. اما پیچیده تر کردن یک مدل به عنوان ابزاری برای کاهش عدم قطعیت غالبا شبیه این است که یک سگ دنبال دم خودش بیفتد. زیرا زمانی که آینده اساسا پیش بینی ناپذیر است، صرف نظر از اینکه به چه میزان جزئیات و پیچیدگی مدل افزایش داده شود، مدل قادر به پیش بینی قابل اطمینان تر آینده نخواهد بود.

خلاصه اینکه ساده سازی هم خیلی خوب است و هم خیلی مفید. مخصوصا اینکه اخیرا یک گرایش قوی در محافل علمی جهان برای عمومی سازی یا همگانی کردن یافته های علمی بوجود آمده است که از محققان می خواهد بدون استفاده از ادبیات تخصصی خود خیلی ساده و قابل فهم برای همه بگویند که نتیجه تحقیق آنها چه بوده است یا قرار است بشود تا بتوانند از حمایت های مالی و بودجه های عمومی استفاده کنند.

برای پیچیدگی و همچنین سادگی تعاریف خوبی ارائه شده است اما به نظرم اگر پا را فراتر از حوزه زبان فارسی بگذاریم حس بهتری نسبت به کلمات ساده و پیچیده پیدا خواهیم کرد. در زبان عربی از واژه بسیط برای رجوع به آنچه که ما ساده می گوییم استفاده می شود و کلمه مقابل آن مرکب است. پس می توان گفت که هر موضوعی یا امری که متشکل از چند چیز باشد ساده نیست. در یک تعریف نسبتا قوی تر و غربی تر این طور گفته می شود سیستمی پیچیده است که در آن عوامل متعددی وجود داشته باشند و همچنین روابط بین این عوامل نیز متنوع و متعدد باشد. در نتیجه اگر کسی بتواند به یک چیزی که جنبه بسیط و غیر مرکب داشته باشد دست یابد بطور بالقوه می تواند ساده سازی کند. درست مانند اصول هندسه یا نظریه مجموعه ها که بر اساس همان ها قضایا بسیار پیچیده ای ثابت می شوند.

در حوزه ها و رشته های دیگر نیز تلاش برای جست و جوی امر بسیط می تواند یک کلید راهنما باشد. آنچه را که همه چیز بر پایه آن استوار است پیدا کنید. مثلا تصور کنید شما دانشجوی رشته حقوق یا کارشناس امور قراردادها هستید و در برابر حجم فراوانی از مواد قانونی قرار می گیرید که باید آنها را یاد بگیرید. یک ساده سازی مناسب این است که دنبال روح حاکم بر قانون بگردید. هر وقت روح حاکم بر قانون را کشف کنید آنگاه در اکثر موارد اگر از شما امتحان تستی بگیرند می توانید تقریبا درست تشخیص دهید که آیا فلان چیز مبنای حقوقی دارد یا نه. در کشوری مانند ایران که اقتصاد دولتی دارد عمده قوانین تنظیم شده بین کارفرماها و پیمانکارها به نفع کارفرما یا همان دولت است. این همان روح حاکم بر قانون است. در صنعت سینما و فیلمنامه نویسی نیز یک ساده سازی برای خط سیر داستان ها و متن ها می تواند به این صورت باشد که در آغاز داستان یک مرد و یک زن با هم آشنا می شوند و پس از پشت سر گذاشتن مجموعه ای از ماجراها با هم عروسی می کنند و به پایان داستان می رسند.

اما مهم ترین نکاتی که هنگام ساده سازی باید مد نظر قرار گیرند عبارتند از:

1- یک موضوع جدید یا چیزی که برای شما ناآشناست همیشه در اولین تجربه خیلی پیچیده به نظر می رسد. پس منتظر بمانید تا حداقل چند ماهی با آن سر و کله بزنید یا دیگران برای شما توضیح بدهند تا بالاخره قضاوت کنید که آیا واقعا پیچیده است یا نه.

2- هیچگاه برای ساده سازی سراغ افراد غیر متخصص نروید. اگر قرار است ساده سازی انجام شود باید توسط اشخاصی صورت گیرد که از فهم و دانش و تخصص و تجربه کافی و زیاد درباره موضوع برخوردار باشند. خلاصه اش این می شود که مثلا ساده سازی های اقتصادی شخصی را که حتی یک واحد هم اقتصاد پاس نکرده است و درباره رابطه نرخ تورم و نرخ بیکاری نظر کارشناسی ساده و قابل فهم می دهد اصلا جدی نگیرید. من زمانی که یک کتاب راهنمای بسیار ساده تصمیم گیری را تحت عنوان انتخاب های هوشمندانه به دوستان و همکاران معرفی می کنم همیشه تاکید می کنم که مولفان کتاب پیش از نوشتن این کتاب مقالات و کتاب های به شدت تخصصی و پیچیده تولید کرده اند و فقط آنها هستند که می توانند این قدر ساده روش ها را بیان کنند. خلاصه اینکه مهم ترین معیار تشخیص ساده انگاری از ساده سازی این است که چه کسی و با چه سابقه ای این کار را انجام می دهد. البته ناگفته نماند که گاهی اوقات و نه الزاما همیشه اشخاص ساده انگار و به بیان خودمانی تر کمی تا قسمتی بی شعور می توانند به افراد متخصص و با تجربه که قصد ساده سازی دارند، ایده های خام اولیه خوبی را منتقل کنند.

یادم هست که یک بار سوار تاکسی بودم و راننده نسبت به تعداد زیاد رانندگان زن در خیابان ها و ایجاد راهبندان به خاطر احتیاط زیاد در رانندگی و رعایت مقررات خیلی شکایت می کرد. وقتی که از او پرسیدم آقای راننده شما فکر می کنید چرا تعداد زن های راننده زیاد شده اند در جواب شنیدم که خیلی ساده است دخترها می روند پسرها را خر می کنند و از آنها امضاء زیر مهریه های سنگین می گیرند بعدهم طلاق می گیرند و با پول مهریه یک ماشین می خرند و می آیند در خیابان ول می شوند! قطعا این یکی از مصادیق ساده انگاری است اما وقتی که در برابر یک جامعه شناس متخصص قرار می گیرد می تواند هنگام بررسی موضوع در مدل مفهومی خود به این مساله هم توجه کرده و فرضیه تحقیق بسازند که مثلا زن های مطلقه با پول مهریه چه کارهایی می توانند بکنند.

3- اگر متخصص یک رشته یا حرفه یا هر حوزه ای هستید ساده سازی را مرتبا و در همه شرایط تمرین کنید. در بین بازاریاب ها و کارآفرینانی که پول ندارند و به اصطلاح می خواهند مخ سرمایه گذاران را بزنند روشی تحت عنوان سخنرانی آسانسوری وجود دارد. اینکه شما به اندازه سوار شدن و پیاده شدن از یک آسانسور وقت دارید که مثلا با صد یا حداکثر دویست کلمه طرف مقابل را توجیه کنید. اینکه روی چه چیزهای مهمی تمرکز کنید و مانور دهید. اینکه اصل و اساس قضیه چیست. امر بسیط چه می تواند باشد. مثلا یک بار که یکی از دوستان که نسبت به قوانین نظام مهندسی ساختمان آشنا نبود وقتی پرسید روح حاکم بر این قوانین چیست من با یک سخنرانی آسانسوری گفتم از یک طرف شما باید مواظب باشید سقف روی سر آدم خراب نشود پس باید هر چه محکم تر و قوی تر بسازید و از طرف دیگر باید مواظب باشید خیلی گران نشود تا بتوان آن را خریداری کرد. خلاصه اش اینکه از یک طرف محکم تر از یک طرف ارزان تر. در نتیجه شما باید دنبال مقدار میلگرد بهینه ای بگردید که هم تیرها و ستون ها محکم شوند و هم زیاد گران نشود اینکه هر چقدر دلتان خواست میلگرد کار بگذارید تا حسابی محکم شود. یک بار هم که با یک شبکه تلویزیونی مصاحبه کردم دقیقا از روش سخنرانی آسانسوری استفاده کردم.

4- دید فرآیندی به خودی خود موجب می شود که در ساده سازی نسبت به کسی که از دید فرآیندی برخوردار نیست موفق تر باشید. اینکه شما یک سری ورودی دارید یک سری اتفاقات و پردازش ها که در آن میانه اتفاق می افتد و نهایتا یک سری خروجی. مثلا یکی از استانداردهای معروف مدیریت پروژه که تحت عنوان PMBOK شناخته می شود با نگرش فرآیندی تنظمی شده است. در هر موضوعی شما چند سند ورودی دارید و چند سند خروجی و در میانه آن بعضی کارها که باید انجام داد. اعمال نگرش فرآیندی خود به خود نگرش گام بندی را نیز منتقل می کند. اینکه برای هر روش اجرائی گام های متوالی را به دقت و خیلی ساده بیان کنید.

اگر از موضوعات غریبه و ناآشنا در نگاه اول نترسید و به آنها برچسب غیر ساده نزنید. اگر فقط به افراد متخصص برای ساده سازی آنچه که می گویند رجوع کنید و خودتان نیز با روش های مختلف مانند سخنرانی آسانسوری یا نگرش فرآیندی تمرین ساده سازی کنید آنگاه تازه متوجه می شوید که دنیایی که در آن زندگی می کنیم خیلی هم پیچیده نیست. در پایان بد نیست کمی راجع به این فکر کنیم که طرح مینیمالیستی صفحه گوگل چقدر در موفقیت مدل کسب و کار این شرکت موثر بوده است. به نظر من تاثیر آن از هر چیز دیگری بیشتر بوده است.




خوراک اطلاعاتی روتین



مدتی پیش در جمع بعضی از دوستان بودم و بحث الگوی مصرف رسانه ای و اطلاعاتی مطرح شد. ظاهرا بعضی از اشخاص دوست داشتند که بدانند من معمولا به صورت روتین چه چیزهایی را از کجاها می خوانم و یا چه مطالبی را پیگیری می کنم. در ابتدا احساس کردم که بعضی پیش خود فکر می کنند که کل سیستم شخصی من برای جذب اطلاعات محرمانه است یا مثلا کپی رایت دارد. در حالیکه اصلا این طور نیست. یعنی اگر کسی دوست دارد بداند می توانم به راحتی منابع و الگوهای خوراک اطلاعاتی را شفاف بگویم.

طبیعی است که علی رغم وجود یک عادت روزانه مورادی هم پیش می آید که به دلایل مختلف برنامه به هم می خورد. از طرف دیگر نمی شود دقیقا گفت که کدام مطالب یا اطلاعات را سرسری مرور می کنم و کدام یک را با تمرکز ذهنی. به هر حال اگر برای کسی جالب یا مهم است که بداند تلاش می کنم در زیر یک مرور کلی درباره خوراک اطلاعاتی روتین خود داشته باشم . پیش از بیان این خوراک ها بهتر است دو نکته مهم را اضافه کرد اول اینکه این فعالیت ها اکثرا جنبه اینترنتی و مکتوب داشته و کمتر شامل خوراک های اطلاعاتی شفاهی و دهان به دهان می شود و مشخصا شامل فعالیت های مرتبط با کار نمی شود، یعنی همه آنها صرفا جنبه سرگرمی و علاقه شخصی داشته و هیچ نفعی از بابت پیگیری یا مطالعه آنهاحاصل نمی شود و دوم اینکه چون مجرد هستم و فاصله ام را با دنیای زنان تاکنون حفظ کرده ام نسبت به اشخاص متاهل هم وقتم بیشتر است و هم اختیار وقتم را بیشتر دارم. الگوی خوراک اطلاعاتی که توضیح می دهم آنچیزی است که فعلا به آن پایبندم و ظرف شش ماه گذشته تغییر محسوسی نداشته است.

معمولا کتاب های اسکن شده را بروی لپ تاپ می خوانم و دقیقا نمی توانم بگویم در یک فصل سال چند کتاب را می خوانم. با این وجود مهم ترین معیار انتخاب علاوه بر امکان دسترسی به نسخه های دیجیتال کتاب مثلا از طریق دوستان، این است که کتاب های مذکور محصول تفکر تحلیلی – علمی – تجربی و نیز محصول تفکر شهودی و دیدگاه های نامتعارف منجر به خرق عادت باشند. عنوان کتابی که الان در دست مطالعه دارم این است: آنچه ما (دانشمندان) به آن باور داریم اما نمی توانیم آن را ثابت کنیم.


بخش زیادی از مطالب اعم از اینکه جنبه سرگرمی یا ارزش بالاتری داشته باشد را مرتبا از طریق ایمیل باکس دریافت می کنم. صفحه خانگی من موقع گشت و گذار در اینترنت نیویورک تایمز است. روزانه حداقل یکی از مطالب نیویورک تایمز را کامل می خوانم. معمولا هر روز عناوین اخبار جهان عرب را از طریق سرویس گوگل چک می کنم و حداقل سه مطلب یا گزارش خبری را بدون هیچ ترجیح خاصی کامل می خوانم. مشابها عناوین اخبار دنیا به زبان انگلیسی را از طریق گوگل چک می کنم. اگر مطلبی هم نظرم را جلب کنم کامل می خوانم.

در مورد رسانه های فارسی هر روز سایت آینده نگر را چک می کنم. عمدتا مطالب سایت بالاترین را هم مرور می کنم که توان ویژه و منحصر به فردی در گردآوری لینک های جالب از دید کاربران فارسی زبان امروزی دارد. تقریبا همه وبلاگ های دوستان فارسی زبان و انگلیسی زبان و بويژه کسانی را که در بالا اسم آنها آمده است به طور منظم چک می کنم. همچنین مطالب اشتراکی گوگل ریدر و فیس بوک بعضی از آنها را هم مرور می کنم. من مطالب هیچ یک از روزنامه های فارسی زبان را مستقیما نمی خوانم. کانال های ماهواره ای را هم تماشا نمی کنم. بخش خبری ساعت ۹ شب تلویزیون ایران را تقریبا هر شب کامل می بینم. سریال ها و فیلم های تلویزیون را هم نگاه نمی کنم اگرچه کلیت داستان بعضی از پربیننده ترین آنها را طریق کسانی که علاقه مند هستند متوجه می شوم. با وجود اینکه به فوتبال و کلا ورزش هیچ علاقه ای ندارم معمولا برنامه ۹۰ را تماشا می کنم چون به نظرم می رسد آنچه در این برنامه دیده می شود معرف خوبی برای پایین ترین سطح فرهنگ معاصر مردم ایران اعم از نوع برخوردها، نحوه تعاملات و انتقادات و پاسخ گوئی ها و از همه مهم تر زیر آب زنی ها و موارد مشابه است. تقریبا هر هفته نیز دو الی سه اثر سینمایی در قالب دی وی دی و با مضامین متنوع و مختلف محصول کشورهای مختلف تماشا می کنم.

چون عضو نسبتا فعالی در دو شبکه بین المللی مرتبط با آینده پژوهی هستم مطالب روتینی هم از این طریق دریافت کرده و در بحث ها مشارکت می کنم و نظر می دهم. یکی فدراسیون جهانی آینده پژوهی که عمدتا گرایش های روشنفکرانه دارد و دیگری شبکه آینده نگاری که عمدتا گرایش های انتفاعی و عملگرایانه تر دارد و عضو بورد آن به نمایندگی از منطقه خاورمیانه هستم.

در مورد آر اس اس هایی که مشترک شده ام سایت های آنها به شرح زیر هستند:

۱- مرور مقالات روزانه درباره آخرین پیشرفت های علمی در حوزه ادراک و فهم و شناخت انسان
۲- مرور مقالات روزانه درباره یافته های جدید و جالب علمی
۳- مجموعه مقالات و گزارش ها درباره پیشرفت های علم و فنآوری
۴- مجموعه مقالات و گزارش های جدید از سایت نوساینتیست
۵- مطالب جدید سایت دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا
۶- مطالب و تحلیل های وبلاگ تخصصی کنترل سلاح های کشتار جمعی

نهایتا همانطور که قبلا گفتم از خدمات Google Alert استفاده می کنم. کلید واژه های مورد علاقه ای که برای گوگل تعریف کرده ام تا صفحات اینترنت را لحظه به لحظه رصد کند و در صورت آمدن مطلب جدیدی درباره یا توسط آنها خبر دهد، شامل موار زیر می شود.

۱-اسم چند نفر از اندیشمندان و آینده نگران معروف شامل
پیتر شوارتز که متخصص سناریونگاری است
جیمز دوار که بازنشسته اندیشگاه رند است
یحزقل درور که عضو کمیسیون وینوگراد است
رالف کینی که استاد نظریه تصمیم گیری است
استیون پینکر که استاد دانشگاه هاروارد است

۲- کلید واژه های نسبتا مهم شامل
‌Foresight
Scenario
Futures
Breakthrough
Singularity
RAND Corporation
Think Tank
Nuclear Program
Assumption-Based Planning
Value-Focused Thinking
Wild Card
سناریونگاری
آینده پژوهی
اندیشکده
آینده

3- اسم کامل خودم را نیز به فهرست بالا اضافه کرده ام تا اگر کسی در وبلاگی یا سایتی حرفی راجع به من نوشت مطلع شوم.

امیدوارم کسانی که از روی کنجکاوی صادقانه و پاک می خواستند از تار عنبکوتی کوچک من برای شکار اطلاعات جالب سر در بیاورند جواب خود را گرفته باشند.





[Powered by Blogger]   



Skype (by appointment)


آرشيو

October 12, 2003 December 14, 2003 December 21, 2003 December 28, 2003 January 04, 2004 January 11, 2004 January 18, 2004 January 25, 2004 February 08, 2004 February 15, 2004 February 22, 2004 February 29, 2004 March 07, 2004 March 14, 2004 March 21, 2004 March 28, 2004 April 04, 2004 April 11, 2004 April 18, 2004 April 25, 2004 May 02, 2004 May 09, 2004 May 16, 2004 May 23, 2004 May 30, 2004 June 06, 2004 June 13, 2004 June 20, 2004 June 27, 2004 July 04, 2004 July 11, 2004 July 18, 2004 July 25, 2004 August 01, 2004 August 08, 2004 August 15, 2004 August 22, 2004 August 29, 2004 September 05, 2004 September 19, 2004 September 26, 2004 October 10, 2004 October 17, 2004 October 24, 2004 October 31, 2004 November 07, 2004 November 14, 2004 November 21, 2004 November 28, 2004 December 05, 2004 December 12, 2004 December 19, 2004 December 26, 2004 January 02, 2005 January 09, 2005 January 16, 2005 January 23, 2005 January 30, 2005 February 06, 2005 February 13, 2005 February 20, 2005 February 27, 2005 March 06, 2005 March 13, 2005 March 20, 2005 March 27, 2005 April 03, 2005 April 10, 2005 April 17, 2005 April 24, 2005 May 01, 2005 May 08, 2005 May 15, 2005 May 22, 2005 May 29, 2005 June 05, 2005 June 19, 2005 June 26, 2005 July 03, 2005 July 10, 2005 July 24, 2005 August 14, 2005 August 21, 2005 August 28, 2005 September 04, 2005 September 11, 2005 April 09, 2006 April 16, 2006 April 23, 2006 April 30, 2006 May 07, 2006 May 14, 2006 May 21, 2006 May 28, 2006 June 04, 2006 June 11, 2006 June 18, 2006 June 25, 2006 July 02, 2006 July 09, 2006 July 16, 2006 July 23, 2006 July 30, 2006 August 06, 2006 August 13, 2006 August 20, 2006 August 27, 2006 September 03, 2006 September 10, 2006 September 17, 2006 September 24, 2006 October 01, 2006 October 08, 2006 October 15, 2006 October 22, 2006 October 29, 2006 November 05, 2006 November 12, 2006 November 19, 2006 November 26, 2006 December 03, 2006 December 10, 2006 December 17, 2006 December 24, 2006 December 31, 2006 January 07, 2007 January 14, 2007 January 21, 2007 January 28, 2007 February 04, 2007 February 11, 2007 February 18, 2007 February 25, 2007 March 04, 2007 March 11, 2007 March 18, 2007 March 25, 2007 April 01, 2007 April 08, 2007 April 15, 2007 April 22, 2007 April 29, 2007 May 06, 2007 May 13, 2007 May 20, 2007 May 27, 2007 June 17, 2007 June 24, 2007 July 01, 2007 July 08, 2007 July 15, 2007 July 22, 2007 July 29, 2007 August 05, 2007 August 12, 2007 September 02, 2007 September 09, 2007 September 16, 2007 September 23, 2007 September 30, 2007 October 07, 2007 October 14, 2007 October 28, 2007 November 04, 2007 November 11, 2007 November 18, 2007 November 25, 2007 December 16, 2007 December 23, 2007 December 30, 2007 January 06, 2008 January 13, 2008 January 20, 2008 January 27, 2008 February 03, 2008 February 10, 2008 February 17, 2008 February 24, 2008 March 02, 2008 March 09, 2008 March 16, 2008 March 23, 2008 March 30, 2008 April 06, 2008 April 13, 2008 April 20, 2008 May 11, 2008 May 18, 2008 May 25, 2008 June 01, 2008 June 08, 2008 June 22, 2008 July 06, 2008 July 13, 2008 July 20, 2008 July 27, 2008 November 23, 2008 December 07, 2008 December 21, 2008 January 04, 2009 January 11, 2009 February 01, 2009 February 08, 2009 February 15, 2009 February 22, 2009 March 01, 2009 March 08, 2009 March 15, 2009 March 22, 2009 March 29, 2009 April 12, 2009 May 03, 2009 May 17, 2009 May 24, 2009 May 31, 2009 June 07, 2009 June 21, 2009 July 05, 2009