::: وحيد وحيدي مطلق :::


















اطلاع از مطالب جدید اين وبلاگ
Enter Your Email


Powered by FeedBlitz

OR

 Subscribe in a reader



ابراهيم نقدي/ علي فاطمي/ پوريا ناظمي/ آيدين كسائي/ فرشته شریفی/ بهرام هوشيار يوسفي/ اصغر ابراهيمي/ پيمان سپهري/ محمدرضا گرامي/ منصور دهستاني/ سيد عليرضا حجازي/ محمد هدايت/ مجتبي لشكربلوكي / افشين شوآن / حامد قدوسي / صادق روزبهي / داريوش محمد پور / محمد سعيد حنائي كاشاني / مسعود بينش / فرنود حسني / سهيل نهرور / محمود صادق پور / يوسف عابدي / افشين دبيري / محمدرضا حق پرست /



Music: Asturias

Friday, May 08, 2009

مهم ترین اصل ها در تصمیم ها و آینده ها



معمولا هر وقت که اشخاصی از روی کنجکاوی صرف یا از روی یک نیاز کاملا واقعی در مورد اصول انتخاب و تصمیم گیری سوالاتی می کنند آنها را به ادبیات تخصصی موجود مثلا کتاب های متعدد مرتبط با موضوع ارجاع می دهم که در تالیف یا ترجمه بخشی از آنها سهم زیادی داشته ام. با این وجود احساس می کنم که گویا بعضی از این علاقه مندان تقریبا هیچ علاقه ای به مطالعه و تحقیق زیاد ندارند و ترجیح می دهند کسی دیگر برای آنها نقش عقل منفصل را بازی کند. همین موضوع باعث شده است که ببینم آیا می توان یک توصیه کلیدی را در قالب یک اصل مهم معرفی کرد که اگر آن را بپذیریم و پیاده کنیم نود در صد موضوع حل شده باشد؟

به نظر من مهم ترین اصل هایی که هم به تصمیم گیری و هم به شناخت آینده ربط دارد بحث محدودیت ها و به چالش کشیدن آنهاست. در تقریبا همه مساله های تصمیم گیری معمولا شناسائی و ثبت محدودیت ها با دقت زیادی انجام می شود و نتیجه آن بسته تر شدن فضای گزینه ها و امکان های مختلف است. مثلا اشخاص جوان محدودیت عمده ای به صورت منابع مالی دارند و در سنین کهن سالی بیشتر محدودیت های زمانی یا جسمی دارند. صرف نظر از زمینه بروز محدودیت ها می توان محدودیت ها را به دو دسته تقسیم بندی کرد: واقعی و پنداری. محدودیت های واقعی بیشتر ماهیت فیزیکی دارند مانند اینکه شما نمی توانید در پارکینگ منزل خود یک کامیون را نگهداری کنید. یا همانطور که در ابتدای دوره درسی تحقیق در عملیات یا اقتصاد آموزش داده می شود نمی توانید در انباری که گنجایش آن هزار متر مکعب است بسته هایی را نگه دارید که حجم آنها در مجموع پنج هزار متر مکعب می شود یا در زمینی که مساحت آن یک هکتار است پنج هکتار سطح زیر کشت داشته باشید. اما محدودیت های پنداری بیشتر در ذهن و فکر ما ریشه دارند و کافی است که اصطلاحا از دریچه دیگر به موضوع نگاه کنید تا متوجه شوید که یک محدودیت پنداری واقعا محدودیت نیست. شما برای پروژه های شرکت خود دنبال مدیر پروژه لایق و کار بلد می گردید اما به طور سنتی موقع انتخاب مدیر پروژه محدودیتی به صورت گزینش از میان پرسنل استخدام شده شرکت دارید. شما به شهر جدیدی منتقل شده اید و دنبال مسکن هستید و خود را میان گزینه رهن و اجاره یا خرید خانه محدود می بینید. شما قصد تحصیل دارید و خود را محدود به شرکت در کنکور سراسری یا دانشگاه آزاد می بینید. تعداد و تنوع محدودیت های پنداری خیلی زیاد است اما وجه مشترک آنها یک چیز است اینکه آنچه که شما آن را به عنوان محدودیت تلقی کرده یا ثبت می کنید صرفا ساخته و پرداخته ذهن شما و اطرافیانتان است. کافی است که اختیار تصمیم گیری را به کسی دیگر واگذار کنید تا متوجه شوید که گاهی اوقات پیدا می شوند کسانی که محدودیت های پنداری شما را اصلا به رسمیت نمی شناسند. البته ممکن است افراد به شدت خلاقی هم پیدا شوند که حتی محدودیت های واقعی را نیز به چالش بکشند. مثلا کسی چه می داند شاید بتوان کامیون را دمونتاژ کرد و قطعات آن را درون پارکینگ منزل جا داد!

به هر حال به نظر می رسد که نادیده گرفتن یا به چالش کشیدن محدودیت های پنداری هنگام تصمیم گیری یک اصل مهم و اصطلاحا یک الزام راهبردی است. حداقل توصیه این است که برای تصمیم گیری و انتخاب دست کم در شناسائی و مخصوصا ثبت محدودیت ها زیاد عجله نکنید.

در مورد آینده های شخصی و اجتماعی وضع به گونه ای دیگر است. من بر اساس دانش و تجربه ای که دارم معتقدم که مهم ترین اصل آینده اندیشی این است که توجه کنیم که بر خلاف میل یا گرایش اولیه ما، دوره یا عصر کنونی که در آن زندگی می کنیم هیچ ویژگی برجسته یا خاصی ندارد. اگر بخواهم در سطح گروه های اجتماعی موضوع را باز کنم باید به تمایل عمومی و البته نادرست ما انسان ها اشاره کنم که احساس می کنیم عصر یا دورانی که در آن زندگی می کنیم دارای یک ویژگی خاص مثلا بر حسب پشت سر گذاشتن بعضی اتفاقات برای همیشه یا دستیابی به مجموعه ای پیشرفت های انتهایی است. مثلا بعضی افراد تصور می کنند که از لحاظ فنآوری آنچه که ما اکنون داریم دیگر نقطه پایان است. اما انسان هایی که در قرن های گذشته زندگی می کرده اند نیز دقیقا همین تصور نادرست را داشتند. البته معمولا نوآوری های اجتماعی بیشتر از نوآوری های فنآوری بیشتر در معرض تردید قرار می گیرند. به بیان دیگر احساس عمومی ثبات طبیعی نسبت به نظام ها، نهادها، و سازمان های موجود و بنابراین کاهش انتظار تغییر در این حوزه ها خیلی بیشتر است. اما بر اساس اصل مذکور یعنی نبود هیچ ویژگی خاص در عصر یا دوره کنونی باید گفت که در آینده در هر حوزه ای اعم از فنآوری یا اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی و در هر مقیاسی اعم از محلی یا جهانی امکان وقوع و تکرار همه آنچه که قبلا اتفاق افتاده است به اضافه بیشمار نوآوری هایی که فعلا به ذهن هیچ یک از ما خطور نکرده است و احتمالا نخواهد کرد، وجود دارد. در نتیجه کسانی که با اصرار مثلا می گویند نقشه سیاسی جهان و واحدهای دولت - ملت آن تغییر نخواهد کرد، کسانی که می گویند مبانی اقتصادی جدیدی ظهور نخواهند کرد، کسانی که می گویند یک جنگ هسته ای درست و حسابی و قاعدتا جهانی رخ نخواهد داد، کسانی که می گویند زبان و دین و فرهنگ یک منطقه جغرافیایی اصلا عوض نخواهد شد و به طور کلی کسانی که می گویند فلان چیز و بهمان چیز برای همیشه ثابت باقی می ماند در بهترین حالت حرف مفت می زنند چرا که دوره یا عصر حاضر هیچ ویژگی خاص و برجسته ای نسبت به دوره های گذشته و همچنین آینده ندارد.

در مورد آینده های شخصی نیز باور به داشتن ویژگی خاص جلوه ای دیگر دارد. مثلا بعضی افراد معتقدند که دوره بعضی کارها یا اقدام ها در زندگی آنها دیگر گذشته است. کسی که بازنشسته شده است تصور می کند که دیگر استخدام یا تاسیس یک کسب و کار جدید برای او میسر نیست. کسی که فارغ التحصیل شده است پیش خود فکر می کند که دیگر بازگشت به دوران درس خواندن بی معنی است. کسی که چهل سالگی را رد می کند احساس می کند نباید یا نمی تواند کارهای دوران بیست سالگی اش را تکرار کند. کسی که متاهل است از تکرار دوران تجرد ناامید می شود و همینطور الی آخر.

در مورد دوره های زمانی زندگی شخصی نیز اصل بالا را باید مد نظر قرار داد. دوره سنی یا هر دوره ای دیگر که برای شما تعریف کرده اند هیچ ویژگی خاص و برجسته ای نسبت به دوره های قبلی و همچنین آینده ندارد.

اصل معرفی شده در مورد آینده ها یعنی نداشتن ویژگی خاص دوره های زندگی شخصی یا جوامع در واقع خود به نوعی منعکس کننده و بر آمده از اصل معرفی شده در مورد انتخاب ها و تصمیم هاست. یعنی باور داشتن به یک ویژگی خاص در مورد دوره ها یا دوران ها به نوعی پذیرفتن یک محدودیت پنداری است که قاعدتا باید آن را نادیده گرفت یا حداقل آن را تا جایی که می شود به چالش کشید.

در پایان بد نیست نقل قولی را بگویم که متاسفانه منبع آن فراموش کرده ام که می گوید "هیچ اتفاقی تشویش بر انگیز تر و خجالت آور تر از این نیست که کسی دقیقا همان کاری را بکند که شما قبلا گفته بودید به هیچ وجه شدنی نیست. "




Sunday, May 03, 2009

سناریوی خروج با شرایط اولیه




بی تردید یکی از مهم ترین آغازگرهای هر تصمیم و بنابراین هر اقدامی که توسط یک فرد یا گروهی از افراد اتخاذ می شود نارضایتی از وضع موجود است. البته باید گفت که در اکثر موارد شکل گیری وضع موجود تحت کنترل کامل همان فرد یا گروه که می خواهد از وضع موجود عبور کند، نبوده است. به بیانی دیگر علاوه بر نقش مستقیم اشخاص در شکل گیری وضع موجود احتمالا تعداد قابل توجهی عناصر تحمیلی یا اتفاقی نیز به تثبیت وضع موجود کمک کرده اند.

صرف نظر از اینکه وضع موجود چگونه و در نتیجه اقدامات چه کسانی شکل گرفته است هنگامی که نارضایتی از وضع موجود به آستانه تحمل می رسد معمولا این دغدغه مطرح می شود که چگونه می توان از وضع موجود خارج شد. گاهی اوقات نوع شناسی وضع موجود عامل مهمی برای یافتن تدابیر لازم برای خروج است. مثلا آیا وضع موجود خود یک وضعیت موقتی است که باید اساسا از آن گذر کرد یا وضع موجود به خودی خود یک وضعیت نهایی مطلوب تلقی می شده است اما سایر عوامل یا شرایط از میزان مطلوبیت آن به تدریج یا به صورت ناگهانی کاسته اند. علاوه بر این همانطور که قبلا اشاره کردم افراد مختلفی که وضع موجود را به دست خود ایجاد کرده اند معمولا به خاطر جذابيت اوليه ورود، تلاش فکري خود را بيشتر براي آشکارسازي فرض‌ها و بنابراين طراحي اقدام‌هاي لازم مرتبط با فرآيند ورود و ماندن صرف مي‌کنند. به بيان ديگر اکثر فرض‌هاي مرتبط با فرآيند خروج به طور ضمني در برنامه لحاظ شده و بنابراين آنچنان توجهي را به خود جلب نمي‌کنند. همين عدم توجه به فرض‌هاي مرتبط با خروج مي‌تواند در آینده دردسر ساز شود.

اگر کسي بتواند فرض‌هاي ضمني مرتبط با فرآيند خروج را به خوبي آشکار و صريح کند اين فرصت را براي خود فراهم مي‌کند که با طراحي اقدام‌هاي لازم خود را از قرار گرفتن در موقعيت‌هاي آزاردهنده نجات دهد. مجموعه همه اقدام‌هايي که به اين صورت طراحي مي‌شوند در صورتي که سازگار با يکديگر باشند در واقع استراتژي خروج را مشخص مي‌کنند. از سوی دیگر فرض های ضمنی و صریح مرتبط نیز که بیشتر به متغیرهای محیط بیرونی تعلق دارند و تا حد زیادی از کنترل خارج هستند زیربنای سناریوهای خروج را تعیین می کنند.


شکی نیست وقتی که صحبت از سناریوها و استراتژی های خروج می شود باید در وهله نخست به دانش انباشته شده در محافل نظامی و دفاعی رجوع کرد. مثلا یک مرور اولیه بر مقالات موجود در مرکز اسناد علمی وزارت دفاع آمریکا حاکی از اهمیت موضوع و همچنین وجود یک دانش پایه قوی در این حوزه است. با این وجود اخیرا که به بحث سناریوها و استراتژی های خروج فکر می کردم یاد یکی از اثرهای سینمای مکزیک به کارگردانی لوئیس بونوئل افتادم.

در این فیلم که تحت عنوان ملک الموت شناخته می شود گروهی از طبقه اشراف که در یک مهمانی شام حضور دارند پس از صرف غذا و تفریح و سرگرمی متوجه می شوند که به دلیلی نامعلوم نمی توانند از اتاق پذیرائی خارج شوند. فشار ناشی از این وضعیت ناخوشایند به حدی است که درگیری های متعددی بین مهمانان شکل می گیرد و هر یک از کاراکترها پیشنهادهای معقولی برای مدیریت وضع موجود نامطلوب ارائه می دهد. سناریوی فیلم مذکور به صورتی تنظیم شده است که نهایتا پس از کشمکش های فراوان بین اشخاصی که نمی توانند راهی برای خروج پیدا کنند یکی از کاراکترها به نکته جالبی پی می برد: اینکه در لحظه ای مشخص جای قرارگرفتن مبلمان و وسایل اتاق و همچنین جا و حالت مهمانان دقیقا مانند زمان ورود به اتاق شده است.

آنطور که در فیلم مذکور نمایش داده می شود تکرار شرایط اولیه ورود به صورتی عجیب و در قالب همان فضای سورئالیستی فیلم و سناریو منجر به امکان خروج می شود. البته این ایده که بهترین یا مساعد ترین زمان برای خروج هنگامی است که بیشترین درجه شباهت با شرایط اولیه وجود داشته باشد چندان هم غیر واقعی نیست و ارزش بررسی بیشتر را دارد. مثلا در موارد متعددی ورود به وضع موجود ناشی از یک سری اتفاقات بحرانی بوده است و باید انتظار داشت که بدون تکرار یک وضعیت بحرانی دیگر دارای بیشترین درجه شباهت با بحران اولیه خروج از وضع موجود ناشی از بحران اولیه میسر نباشد.

شاید بزرگ ترین مانع برای یافتن شرایط بیشترین درجه شباهت با شرایط اولیه خاصیت غیر ارگودیک بودن سیستم های انسانی باشد. همانطور که قبلا گفتم در مورد سیستم های انسانی صرف نظر از اینکه یک گروه چند نفره یا یک گروه چند میلیون نفره باشد به دلیل ویژگی مذکور تعداد قابل توجهی از وضعیت های خرد هیچگاه امکان تکرار نخواهند داشت. کافی است که کنار یکی از خیابان ها یا میدان های پر رفت و آمد شهر بنشینید و در یک لحظه از جای مردم و حالت آنها و خودروها و بقیه چیزها عکس بگیرید. بعید می دانم حتی اگر صد سال هم همانجا بنشینید بتوانید عکسی از همان خیابان بگیرید که در آن جای مردم و حالت آنها و خودروها دقیقا مانند عکس اول باشد. به بیان دیگر در مقیاس های بزرگ بر خلاف آنچه که در فیلم ملک الموت نشان داده می شود احتمال تکرار شرایط و آرایش های اولیه بسیار ناچیز و تقریبا صفر است.

با این وجود شایان ذکر است که هیچ ضرورت یا لزومی ندارد که برای تحقق سناریوی خروج با شرایط اولیه منتظر گذشت زمان یا حوادث و اتفاقات و احتمالات نشست بلکه می توان به شکلی هوشمندانه و با برنامه ریزی قبلی اقدام به صحنه سازی کرد. به بیان دیگر اگر قرار باشد درست مانند وضعیت مهمانان گرفتار شده در اتاق پذیرائی جای قرار گرفتن و حالت اشخاص اطراف ما دقیقا مانند زمان ورود به وضع موجود شود می توان حتی الامکان کنترل اوضاع را به دست گرفت و این آرایش مطلوب را به شکلی مصنوعی و نه طبیعی تدارک دید. البته شاید در مقیاس های بزرگ مثلا در سطح یک ملت چنین کاری میسر نباشد اما به نظر می رسد که در مقیاس ها و محدوده های کوچک تر مثلا تصمیم های شخصی مرتبط با خروج از وضع موجود نامطلوب چنین تدبیری نسبتا راهگشا باشد.





[Powered by Blogger]   



Skype (by appointment)


آرشيو

October 12, 2003 December 14, 2003 December 21, 2003 December 28, 2003 January 04, 2004 January 11, 2004 January 18, 2004 January 25, 2004 February 08, 2004 February 15, 2004 February 22, 2004 February 29, 2004 March 07, 2004 March 14, 2004 March 21, 2004 March 28, 2004 April 04, 2004 April 11, 2004 April 18, 2004 April 25, 2004 May 02, 2004 May 09, 2004 May 16, 2004 May 23, 2004 May 30, 2004 June 06, 2004 June 13, 2004 June 20, 2004 June 27, 2004 July 04, 2004 July 11, 2004 July 18, 2004 July 25, 2004 August 01, 2004 August 08, 2004 August 15, 2004 August 22, 2004 August 29, 2004 September 05, 2004 September 19, 2004 September 26, 2004 October 10, 2004 October 17, 2004 October 24, 2004 October 31, 2004 November 07, 2004 November 14, 2004 November 21, 2004 November 28, 2004 December 05, 2004 December 12, 2004 December 19, 2004 December 26, 2004 January 02, 2005 January 09, 2005 January 16, 2005 January 23, 2005 January 30, 2005 February 06, 2005 February 13, 2005 February 20, 2005 February 27, 2005 March 06, 2005 March 13, 2005 March 20, 2005 March 27, 2005 April 03, 2005 April 10, 2005 April 17, 2005 April 24, 2005 May 01, 2005 May 08, 2005 May 15, 2005 May 22, 2005 May 29, 2005 June 05, 2005 June 19, 2005 June 26, 2005 July 03, 2005 July 10, 2005 July 24, 2005 August 14, 2005 August 21, 2005 August 28, 2005 September 04, 2005 September 11, 2005 April 09, 2006 April 16, 2006 April 23, 2006 April 30, 2006 May 07, 2006 May 14, 2006 May 21, 2006 May 28, 2006 June 04, 2006 June 11, 2006 June 18, 2006 June 25, 2006 July 02, 2006 July 09, 2006 July 16, 2006 July 23, 2006 July 30, 2006 August 06, 2006 August 13, 2006 August 20, 2006 August 27, 2006 September 03, 2006 September 10, 2006 September 17, 2006 September 24, 2006 October 01, 2006 October 08, 2006 October 15, 2006 October 22, 2006 October 29, 2006 November 05, 2006 November 12, 2006 November 19, 2006 November 26, 2006 December 03, 2006 December 10, 2006 December 17, 2006 December 24, 2006 December 31, 2006 January 07, 2007 January 14, 2007 January 21, 2007 January 28, 2007 February 04, 2007 February 11, 2007 February 18, 2007 February 25, 2007 March 04, 2007 March 11, 2007 March 18, 2007 March 25, 2007 April 01, 2007 April 08, 2007 April 15, 2007 April 22, 2007 April 29, 2007 May 06, 2007 May 13, 2007 May 20, 2007 May 27, 2007 June 17, 2007 June 24, 2007 July 01, 2007 July 08, 2007 July 15, 2007 July 22, 2007 July 29, 2007 August 05, 2007 August 12, 2007 September 02, 2007 September 09, 2007 September 16, 2007 September 23, 2007 September 30, 2007 October 07, 2007 October 14, 2007 October 28, 2007 November 04, 2007 November 11, 2007 November 18, 2007 November 25, 2007 December 16, 2007 December 23, 2007 December 30, 2007 January 06, 2008 January 13, 2008 January 20, 2008 January 27, 2008 February 03, 2008 February 10, 2008 February 17, 2008 February 24, 2008 March 02, 2008 March 09, 2008 March 16, 2008 March 23, 2008 March 30, 2008 April 06, 2008 April 13, 2008 April 20, 2008 May 11, 2008 May 18, 2008 May 25, 2008 June 01, 2008 June 08, 2008 June 22, 2008 July 06, 2008 July 13, 2008 July 20, 2008 July 27, 2008 November 23, 2008 December 07, 2008 December 21, 2008 January 04, 2009 January 11, 2009 February 01, 2009 February 08, 2009 February 15, 2009 February 22, 2009 March 01, 2009 March 08, 2009 March 15, 2009 March 22, 2009 March 29, 2009 April 12, 2009 May 03, 2009 May 17, 2009 May 24, 2009 May 31, 2009 June 07, 2009 June 21, 2009 July 05, 2009