::: وحيد وحيدي مطلق :::


















اطلاع از مطالب جدید اين وبلاگ
Enter Your Email


Powered by FeedBlitz

OR

 Subscribe in a reader



ابراهيم نقدي/ علي فاطمي/ پوريا ناظمي/ آيدين كسائي/ فرشته شریفی/ بهرام هوشيار يوسفي/ اصغر ابراهيمي/ پيمان سپهري/ محمدرضا گرامي/ منصور دهستاني/ سيد عليرضا حجازي/ محمد هدايت/ مجتبي لشكربلوكي / افشين شوآن / حامد قدوسي / صادق روزبهي / داريوش محمد پور / محمد سعيد حنائي كاشاني / مسعود بينش / فرنود حسني / سهيل نهرور / محمود صادق پور / يوسف عابدي / افشين دبيري / محمدرضا حق پرست /



Music: Asturias

Saturday, May 01, 2004

سگ و دمش



مشغول مطالعه يه کتاب بودم که يه استاد دانشگاه هاروارد نوشته. درباره پيش بيني و آينده نگري علمي هست و موضوع کتاب بحث مدل سازي و شبيه سازي رايانه اي براي پيش بيني آينده هست. يه جاش نوشته بود:

زماني که آينده اساسا پيش بيني ناپذير است ما نمي توانيم از طريق پيچيده تر کردن مدل هاي رياضي يا رايانه اي و افزايش جزييات آن آينده را بهتر پيش بيني کنيم و اين کار دقيقا شبيه اين هست که يک سگ دنبال دم خودش بيافتد!

اصولا از متفکران آمريکايي خيلي خوشم مي ياد حتي وقتي که دارن يه موضوع بسيار علمي و تخصصي رو بررسي مي کنن حس شوخ طبعي و مسخره بازيشون رو فراموش نمي کنن و از اين جهت يک استاد آمريکايي رو با هزار تا استاد کانادايي يا بريتانيايي عوض نمي کنم. يک زماني سر در مدرسه افلاطون مي نوشتند : << آنکس که هندسه نمي داند وارد نشود.>> امروزه و بويژه بعد از ظهور اشخاصي مانند نيچه بايد سر در دانشگاه ها بنويسند:<< آنکس که خنديدن نمي داند وارد نشود.>>




Friday, April 30, 2004

سفرنامه شيراز

قسمت سوم



براي خواندن قسمت اول اينجا را کليک کنيد.

براي خواندن قسمت دوم اينجا را کليک کنيد.


بعد از اينکه از ارگ کريم خان اومديم بيرون رفتيم سراغ حمام وکيل اما بالاي درش يه کاغذ چسبونده بودن که از فلان ساعت تا فلان ساعت ورود فقط براي کساني که مشتري قهوه خونه سنتي داخل هستن مجازه. در واقع اين حمام رو هم به بخش خصوصي اجاره داده بودن و فقط در ساعت هاي مشخصي مي شد مجاني ازش بازديد کرد. چون بقيه حس چايي و بستني و هله و هوله نداشتن گفتيم يه روز ديگه مي آييم ببينيمش. بعد از ظهر که هواي شيراز خيلي خنک شده بود رفتيم سراغ حافظ. همون کسي که معلوم نيست اين همه شعر رو از کجاش در آورده و گفته. صف بليط خيلي طولاني بود ولي ديگه چاره اي نبود . اونطرف خيابون چند ديوار نوشته نظرم رو جلب کرد. گروه هاي فشار مردم رو تهديد کرده بودن. نوشته بودن <<حزب الله صبر دارد ولي تا کي.>> يک جاي ديگه نوشته بود << واي اگر صبر حزب الله تمام شود.>> اين جملات بيشتر به خاطر بي ناموسي ها و بي بند و باري ها نوشته مي شه و در واقع به بحث حجاب اجباري و روابط نامشروع مربوط مي شه. بعدا که با يکي از دوستان اهل شيراز صحبت مي کردم متوجه شدم که حافظيه يا همون آرامگاه حافظ يکي از ميعادگاه هاي عشاق در اين شهر هست و دختر ها و پسرها دور از چشم پدر و مادران سنتي شان ميان اينجا براي هم نوشابه باز مي کنن و دل و قلوه رد و بدل مي کنن. در مقايسه با شاهچراغ اينجا اقشار مختلف جامعه رو بيشتر مي شد مشاهده کرد. همه جور آدمي اومده بود چه بي ناموس چه با ناموس. محوطه پر از گل و درخت و بلبل بود جوري که آدم احساس نمي کرد که وارد يه قبرستون شده. به قول دوست شيرازي ما هوا پر از عطر بهار زمين پر از نقش و نگار. عکس هاي قديمي که قبر حافظ رو قبل از سال ۱۳۱۸ نشون مي داد تفاوت اساسي با اين شرايط جديد داشت. ظاهرا اين بناي آرامگاه حافظ رو از همين سال ساخته ان. اينقدر شلوغ بود که موقع راه رفتن بايد حواستو جمع مي کردي با کسي برخورد نکني. اين حافظ آدم نسبتا عجيبي بوده. جزو يکي از بزرگان ادب پارسي هست که زندگي نامه درست و حسابي ازش در دست نيست. ظاهرا يه آدم بسيار عميق و با سوادي بوده و به علوم زمان خودش کاملا مسلط بوده. مخصوصا اينکه قرآن رو کامل حفظ بوده و مي تونسته در چارده روايت اون رو تلاوت کنه. قرآن بنابر نظر علماي ديني هنوز تحريف نشده اما برخي آيات رو مي شه با لهجه ها و گويش هاي مختلفي عربي خوند و اين روايت هم بيشتر به نوع تلفظ مربوط مي شه. يادم هست که عبد الباسط قاري مصري بخشي از سوره يوسف رو که مربوط به بي ناموسي زليخا مي شه با چندين روايت خونده بود و من چندين بار گوش مي دادم. درباره شغل حافظ مي گن ظاهرا در يک نانوايي کار مي کرده و خمير درست مي کرده و شبها هم زياد توي خيابونهاي خلوت براي خودش مي چرخيده. تا قبل از اينکه مفاتيح نوشته بشه تو خونه هاي ايراني ها و در کنار کتاب قرآن هميشه ديوان حافظ و مثنوي مولوي پيدا مي شد. البته هنوز هم اکثر ايراني ها توي خونه حافظ دارن. اولين باري که ديوان حافظ به دستم رسيد مال زمان محمد رضا پهلوي بود و پر از عکس ها و نقاشي ها اروتيک و بي ناموسي. ولي الان که ديوان حافظ چاپ مي شه اثري از عشق زن و مرد درش ديده نمي شه چون سعي مي کنن که به مردم تفهيم کنن اين آدم آخر عرفان بوده و به هيچ وجه اهل بچه بازي و دختر بازي نبوده.



من خودم زياد سواد درست و حسابي ندارم ولي تا جاييکه يادم هست يکي از حافظ شناسان بزرگ ايران به نام آقاي خرمشاهي معتقده که اشعار حافظ سه دسته هست. يکي که عشق ادبي هست يعني هم مي شه تاويل عشق زميني ازش کرد و هم عشق الهي. دسته دوم شعرهايي است که آشکارا به عشق زميني مربوط مي شه و از پسر بچه هاي جيگر و کمي هم زن هاي عسل و ماماني حرف مي زنه و نهايتا شعرهايي که از لحاظ عرفاني و عشق الهي مو لاي درزش نمي ره. خلاصه اينکه هر کسي از ظن خود يار حافظ مي شه و اونو به خودش مي چسبونه. البته نبايد فراموش کرد که اهل تسنن خيلي نسبت به اين جور چيزها حساس نيستن و حتي در يکي از صحاح سته روايتي از قول ابوهريره ديدم که نوشته بود پيامبر با عايشه مي ايستاده رقص زنهاي عرب رو تماشا مي کرده. اما شيعيان همه اين روايت ها رو جعلي مي دونن. به هر حال در نظر حافظ و امثال اون که سني بودن رابطه زن و مرد اين قدر پيچيده و بغرنج نبوده که کسر شان خودش بدونه بگه من عاشق فلان دختریا پسر شيرازي شدم. پس از انقلاب سال ۵۷ خيلي تلاش شد که چهره ها و مشاهير سني مذهب ايران حتي الامکان فراموش بشن و يا يه جورايي به زور ثابت کنن که اينها شيعه اند چرا که معيار شيعه بودن خيلي مهم بود و اگر کسي اين معيار رو نمي داشت لايق تف و لعنت بود. اما محبوبيت حافظ، مولوي، سعدي و عطار به قدري هست که اکثر مردم اهميت نمي دن که آيا اينها از عمر و ابوبکر و معاويه تعريف کردن يا نه. راجع به فال حافظ بايد بگم من خودم به فال و سرنوشت و قسمت اعتقادي ندارم ولي خيلي ها که حس مي کنن چيزي فراي اين دنياي طبيعي در زندگي شون بويژه بخش هاي عشقي پشقي زندگي تاثير گذاره به فال گرفتن از اين کتاب اعتقاد دارن و در ضمن معتقدن که خيلي وقتها حافظ به خال مي زنه و جواب دلشون رو مي ده. بالاخره اعتقاده ديگه درست و غلطش براي من يکي که مهم نيست.



حافظ خودش رو يک رند مي دونسته و اتفاقا سر قبرش هم يه شعر گذاشته بودن که خودش پيش بيني کرده روزي پس از مرگ من اينجا زيارتگه رندان جهان خواهد شد. رند در زبان فارسي يعني کسي که زيرک و ناقلا هست و در اصطلاح تصوف به کساني گفته مي شه که باطنشون بهتر از ظاهرشون هست. اين جور آدمها با افراد ريا کار و افراد خشکه مقدس و به خصوص اهل زهد خيلي مشکل داشتند و حافظ هم به مناسبت هاي مختلف در اشعارش اونها را ملامت کرده. حتي برخي فرقه هاي تصوف به نام ملامتيه از بس رند هستن که ديگه شورش رو در آوردن و تصويري که از خودشون به مردم ارائه مي دن جوري هست که اصلا نمي شه فهميد که اين آدم جزو اهل دل و عرفانه. اون زماني که ساکن قم بودم يه کتاب از يه نفر به نام آيت الله برقعي به دستم رسيد که عليه عرفان و اين حرفا بود و کلي از حافظ و عشق به خدا انتقاد کرده بود. اين آدم که بي شک يه زاهد بوده معتقد بود که حافظ دين مبين اسلام رو با اين حرفهاي زشت و بي ناموسي به لجن کشيده . خلاصه اينکه جنگ بين تصوف و طريقت از يه طرف و زهد و شريعت هنوز دست کم توي کتاب ها ادامه داره. من خودم چون زياد عقل گرا هستم کاري به کار اينها ندارم ولي انصافا از ترکيبات بديع و غزلهاي دلنشين حافظ لذت مي برم. حافظ با الفاظ و کلمات فارسي کارهايي کرده که به عقل جن نمي رسه. مثلا يه جا مي گه

شاهد آن نيست که مويي و مياني دارد

بنده طلعت آن باش که آني دارد.


يه مدتي خيلي دنبال معني اين واژه <<آن>> مي گشتم . مي خواستم بدون منظور اين بشر از عبارت<< آني دارد>> چي بوده. بعد ها که از يه استاد ادبيات پرسيدم گفت که اين آن همان حرف اشاره است و حافظ داره مي گه من عاشق اون چيز شدم که در وجود معشوق هست اما نمي تونم بگم اون چيه. اين حس رو خودم قبلا تجربه کردم و مثلا مي فهيدم که يه ويژگي يا يه سري در طرف مقابل هست که من رو به خودش جلب مي کنه اما نمي تونستم بگم چيه. بعدها که با يک دوست دانشمند و طرفدار تفکر ارسطويي صحبت مي کردم به شوخي گفت اگه
حافظ اون روز از چيزي به نام فرومون خبر داشت حتما مي گفت بنده طلعت آن باش که فرومونش به تو مي خورد.


ادامه دارد...


در حاشيه:

فرومون يک ماده شيمايي براي برقراي روابط درون گونه اي بين حشرات و به طور کلي حيوانات است. بعضي ها اسمش رو بوي جنسي هم گذاشته اند. در بين حيوانات، نر ها و ماده ها براي جذب يکديگر از اين ماده استفاده مي کنن و ظاهرا هر حيواني از جمله انسان فرومون مختص خود را داراست که به نوعي اثر انگشت جنسي او به شمار مي رود. جالب اینکه در سال هاي اخيرو همگام با پیشرفت دانش بشرو کشف فورمول شیمیایی فرومون ها بعضی شرکت ها ادکلن ها و عطرهاي به اصطلاح تحريک کننده می سازند تا جمعیت زمین کاهش نیابد.




انديشکده وحيد گرد گيري شد.

اخبار آينده:

تشخيص هويت از طريق اثر گوش، شست و شوي هوا و مبارزه با گرم شدن کره زمين، درد مفاصل و نانوفنآوري. ادامه...

مقاله:

فرهنگ خشونت و راه هاي نفي آن.ادامه...




بشارت دوست

آورد خبر شکر ستاني

کز مصر رسيد کارواني

صد اشتر جمله شکر و قند

يا رب چه لطيف ارمغاني

در نيم شبي رسيد شمعي

در قالب مرده رفت جاني

گفتم که بگو سخن گشاده

گفتا که رسيد آن فلاني

دل از سبکي ز جاي برجست

بنهاد ز عقل نردباني

بر بام دويد از سر عشق

مي جست از اين خبر نشاني

ناگاه بديد از سر بام

بيرون ز جهان ما جهاني

درياي محيط در سبويي

در صورت خاک آسماني

بر بام نشسته پادشاهي

پوشيده لباس پاسباني

باغي و بهشت بي نهايت

در سينه مرد باغباني

مي گشت به سينه ها خيالش

مي کرد ز شاه دل بياني

مگريز ز چشمم اي خيالش

تا تازه شود دلم زماني




Thursday, April 29, 2004

خشونت يا شهوت، کدام يک بهتر است؟

من معمولا از رسانه هاي تصويري خيلي کم استفاده مي کنم چه سيماي لاريجاني باشه چه ماهواره. فقط بعضي روزها برنامه خردسالان و مخصوصا بهاره جون و نرگس جون کانال پنج رو صبح ها نگاه مي کنم همينطور کارتون هاي قديمي اگه پخش کنن. موقع تعطيلات نوروز کانالهاي تلويزيون مرتب فيلم پخش مي کردن. اين داداش کوچولو از پاي تلويزيون بلند نمي شد و همش با مامان به خاطر ديدن فيلم هاي مملو از خشونت جر و بحث داشت. تصميم صدا و سيماي لاريجاني براي انتخاب فيلم خيلي دشواره. مجبورن که حتي الامکان فيلم هاي با مضامين خشن و کتک کاري و خونريزي انتخاب کنن چون بقيه فيلم ها يه جوري برحسب تعاريف کنوني غير اخلاقي هستن و رد پاي معاشقه، مغازله يا حتي مقاربه رو مي شه به راحتي توش پيدا کرد و بنابراين سانسور بردار نيستن. چند وقت پيش شنيدم که فيلم مصائب مسيح رو که مملو از خشونت هست خريدن و مي خوان در سينماهاي ايران اکران کنن به اين اميد که احساسات ضد يهودي و ضد صيهونيستي مردم تقويت بشه. خلاصه اينکه فعلا دوره دوره خشونته.البته از يک ديدگاه بي طرفانه بايد گفت که هدف اصلي از ساخت فيلم ها صرفا سرگرميه و بنابراين فرقي نمي کنه كه آدم با خشونت سرش مشغول بشه يا با شهوت چون اينها دو روي يک سکه اند.




از خدا مي طلبم



در همه دير مغان نيست چو من شيدايي

خرقه جايي گرو و باده و دفتر جايي

دل که آينه صافي است غباري دارد

از خدا مي طلبم صحبت روشن رايي




Tuesday, April 27, 2004

دعواي مادر و پسر يا دعواي مدرنيسم و پست مدرنيسم
یک گفتگوی صمیمانه


مامان من سال بعد می خوام مستقل بشم.

خیلی خوبه. یه دختر خوب سراغ دارم برات.

نه بابا. منظورم این بود که می خوام یه جا بگیرم و تنها زندگی کنم.

بی خود کردی. اگه این کارو بکنی دیگه نه من نه تو.

آخه مگه چی می شه. من حاضرم بهت تعهد محضری بدم که سراغ اون سه چیز بد یعنی عرق، تریاک و زن نرم.

تعهد محضریت بخوره تو سرت. من خودم می دونم تو سراغ اینها نمی ری. اونها میان سراغت.

ای بابا چه بد بختیه ها. حالا نمی شه یه کم کوتاه بیایی.

نخیر. اگه بری دیگه حق نداری سراغ منو بگیری.

خوب اگه می خواستم برم که برم پا می شدم می رفتم آمریکا. اتفاقا این یانکی ها از خداشون هم هست.

راه باز جاده دراز.

من نمی دونم شماها چرا همیشه تو زندگی دنبال انسجام و عقلانیت و نظم هستید. شما می خواهید من در یک زندگی مشترک دنبال معنایی باشم که وجود خارجی نداره. در حالیکه از بی نظمی و آشوب بیشتر لذت می برم.

خودتم هم فهمیدی چی گفتی.

ولش کن بابا. ناهار کی حاضر می شه؟ گشنمه بد جور.

حاضر شده. پاشو بیا بخور.

من چند بار بگم دوست ندارم رو میز غذا بخورم. حالا نمی شه سفره رو روی زمین پهن کنی.

نخیر. خودتم لوس نکن. اتاق کثیف می شه. غذا می ریزه رو فرش. جمع کردنشم سخته.

ای بابا هدف انسان از ساخت این میز و وسیله این بوده که ازش استفاده کنه و براش مفید باشه. این میز به خودی خود ارزشی نداره.

چرت و پرت نگو. غذات سرد شد. مگه گشنت نبود.

چرا خیلی زیاد. اصلا بی خیال. خر ما از کره گی دم نداشت.






Monday, April 26, 2004

نگاه دایناسوری و حس قورباغه ای



واکنش مناسب و بهنگام انسان ها به شرایط تغییر یافته محیطی به شدت تحت تاثیر توانایی درک و تحلیل وهمچنین الگوی وزن دهی و تعیین میزان اهمیت مولفه های مختلف تغییر است. از سوی دیگر توانایی های ادراکی و الگوی وزن دهی افراد با چارچوب های فکری و سمت گیری های ذهنی آنها ارتباطی تنگاتنگ دارد. در این مقاله دو مفهوم لختی واکنش و کم اهمیت دانستن تغییرات تدریجی معرفی و بررسی می شوند. گاهی اوقات برای به خاطر سپردن بهتر این مفاهیم از آنها تحت عناوین نگاه دایناسوری و حس قورباغه ای یاد می شود. در پایان چندین توصیه برای از بین بردن سمت گیری های ذهنی پیشنهاد می شود.ادامه...





[Powered by Blogger]   



Skype (by appointment)


آرشيو

October 12, 2003 December 14, 2003 December 21, 2003 December 28, 2003 January 04, 2004 January 11, 2004 January 18, 2004 January 25, 2004 February 08, 2004 February 15, 2004 February 22, 2004 February 29, 2004 March 07, 2004 March 14, 2004 March 21, 2004 March 28, 2004 April 04, 2004 April 11, 2004 April 18, 2004 April 25, 2004 May 02, 2004 May 09, 2004 May 16, 2004 May 23, 2004 May 30, 2004 June 06, 2004 June 13, 2004 June 20, 2004 June 27, 2004 July 04, 2004 July 11, 2004 July 18, 2004 July 25, 2004 August 01, 2004 August 08, 2004 August 15, 2004 August 22, 2004 August 29, 2004 September 05, 2004 September 19, 2004 September 26, 2004 October 10, 2004 October 17, 2004 October 24, 2004 October 31, 2004 November 07, 2004 November 14, 2004 November 21, 2004 November 28, 2004 December 05, 2004 December 12, 2004 December 19, 2004 December 26, 2004 January 02, 2005 January 09, 2005 January 16, 2005 January 23, 2005 January 30, 2005 February 06, 2005 February 13, 2005 February 20, 2005 February 27, 2005 March 06, 2005 March 13, 2005 March 20, 2005 March 27, 2005 April 03, 2005 April 10, 2005 April 17, 2005 April 24, 2005 May 01, 2005 May 08, 2005 May 15, 2005 May 22, 2005 May 29, 2005 June 05, 2005 June 19, 2005 June 26, 2005 July 03, 2005 July 10, 2005 July 24, 2005 August 14, 2005 August 21, 2005 August 28, 2005 September 04, 2005 September 11, 2005 April 09, 2006 April 16, 2006 April 23, 2006 April 30, 2006 May 07, 2006 May 14, 2006 May 21, 2006 May 28, 2006 June 04, 2006 June 11, 2006 June 18, 2006 June 25, 2006 July 02, 2006 July 09, 2006 July 16, 2006 July 23, 2006 July 30, 2006 August 06, 2006 August 13, 2006 August 20, 2006 August 27, 2006 September 03, 2006 September 10, 2006 September 17, 2006 September 24, 2006 October 01, 2006 October 08, 2006 October 15, 2006 October 22, 2006 October 29, 2006 November 05, 2006 November 12, 2006 November 19, 2006 November 26, 2006 December 03, 2006 December 10, 2006 December 17, 2006 December 24, 2006 December 31, 2006 January 07, 2007 January 14, 2007 January 21, 2007 January 28, 2007 February 04, 2007 February 11, 2007 February 18, 2007 February 25, 2007 March 04, 2007 March 11, 2007 March 18, 2007 March 25, 2007 April 01, 2007 April 08, 2007 April 15, 2007 April 22, 2007 April 29, 2007 May 06, 2007 May 13, 2007 May 20, 2007 May 27, 2007 June 17, 2007 June 24, 2007 July 01, 2007 July 08, 2007 July 15, 2007 July 22, 2007 July 29, 2007 August 05, 2007 August 12, 2007 September 02, 2007 September 09, 2007 September 16, 2007 September 23, 2007 September 30, 2007 October 07, 2007 October 14, 2007 October 28, 2007 November 04, 2007 November 11, 2007 November 18, 2007 November 25, 2007 December 16, 2007 December 23, 2007 December 30, 2007 January 06, 2008 January 13, 2008 January 20, 2008 January 27, 2008 February 03, 2008 February 10, 2008 February 17, 2008 February 24, 2008 March 02, 2008 March 09, 2008 March 16, 2008 March 23, 2008 March 30, 2008 April 06, 2008 April 13, 2008 April 20, 2008 May 11, 2008 May 18, 2008 May 25, 2008 June 01, 2008 June 08, 2008 June 22, 2008 July 06, 2008 July 13, 2008 July 20, 2008 July 27, 2008 November 23, 2008 December 07, 2008 December 21, 2008 January 04, 2009 January 11, 2009 February 01, 2009 February 08, 2009 February 15, 2009 February 22, 2009 March 01, 2009 March 08, 2009 March 15, 2009 March 22, 2009 March 29, 2009 April 12, 2009 May 03, 2009 May 17, 2009 May 24, 2009 May 31, 2009 June 07, 2009 June 21, 2009 July 05, 2009