::: وحيد وحيدي مطلق :::


















اطلاع از مطالب جدید اين وبلاگ
Enter Your Email


Powered by FeedBlitz

OR

 Subscribe in a reader



ابراهيم نقدي/ علي فاطمي/ پوريا ناظمي/ آيدين كسائي/ فرشته شریفی/ بهرام هوشيار يوسفي/ اصغر ابراهيمي/ پيمان سپهري/ محمدرضا گرامي/ منصور دهستاني/ سيد عليرضا حجازي/ محمد هدايت/ مجتبي لشكربلوكي / افشين شوآن / حامد قدوسي / صادق روزبهي / داريوش محمد پور / محمد سعيد حنائي كاشاني / مسعود بينش / فرنود حسني / سهيل نهرور / محمود صادق پور / يوسف عابدي / افشين دبيري / محمدرضا حق پرست /

Friday, January 16, 2004

جنگ ، صلح و منابع طبيعي

دليل اکثر جنگها در تاريخ تمدن انسان را ميتوان کمبود منابع طبيعي کره زمين دانست. اگر امروز نتوانيم اقدامات مناسبي انجام دهيم چنين روندي حتي بدتر از اين مي شود.



يکي از باستان شناسان دانشگاه هاروارد ، پرفسور استيون لبلانک معتقد است که :

امروزه مردم اکثر نقاط جهان با همان مشکلاتي دست به گريبانند که انسان هاي دوران باستان براي حفظ بقاي خود با آنها دست و پنجه نرم مي کردند. بي شک زمين و غذا ناکافي است و درست همچون گذشته رقابت مستمري بين انسان ها برسر اين منابع وجود دارد.



اکثر جوامعي که امروز آنها را هوادار صلح مي دانيم در گذشته جنگ طلب بوده اند

وي مي افزايد: جوامع بومي حوزه اقيانوس آرام که ساکنانش هماهنگ با محيط زيست زندگي مي کردند و مرتکب قتل و کشتار نمي شدند تقريبا همگي خيالي و غير واقعي هستند. اکثر جوامعي که امروز آنها را هوادار صلح مي دانيم در گذشته جنگ طلب بوده اند. در برخي موارد مثلا قبيله يامونامي در آمازون يک دولت مدرن توانست صلح را با زور و اجبار حاکم کند. در قبيله وارائو در کشور ونزوئلا نيز به کمک فناوري، حجم انبوهي از غذا فراهم شد به گونه اي که ديگر ضرورت رقابت بر سر غذا از بين رفت.

گذار بزرگ مقياس به جوامع صلح طلب کاري دشوار است. هر يک از تغييرات چشمگير در تاريخ تمدن بشر از جمله تکامل انسانهاي اوليه ، دوران کشاورزي، ظهور جوامع پيچيده و انقلاب صنعتي فرصتي براي بهبود توازن بين جمعيت و اکولوژي به شمار مي رفت. اما به نظر پرفسور لبلانک هر گاه که اين تغييرات چشمگير رخ مي دادند مساله صلح و توازن اکولوژيک مورد غفلت قرار مي گرفت.



امروزه به کمک فنآوري امکان پايان دادن به چرخه يک ميليون ساله بحران و تنش فراهم شده است. براي حذف جنگ و جنگ طلبي تنها بايد مساله تامين منابع کافي براي همه ساکنان کره زمين حل شود.

براي حذف جنگ و جنگ طلبي تنها بايد مساله تامين منابع کافي براي همه ساکنان کره زمين حل شود

پيوند هاي بي شماري بين دردسترس بودن منابع و جنگ وجود دارد. مثلا دير زماني است که دانشمندان دريافته اند افزايش تعداد مردان مجرد در جامعه منجر به درگيري و ظهور جنگ مي شود. افزايش مردان مجرد نيز به خاطر فقر بيش از حد آنها براي پشتيباني از زندگي يک زن است که اين خود ناشي از بهره برداري بيش از حد از منابع و تناسل بيش از حد مي باشد.



دير زماني است که دانشمندان دريافته اند افزايش تعداد مردان مجرد در جامعه منجر به درگيري و ظهور جنگ مي شود

علاوه براين جنگ هاي اساسا ايدئولوژيک به احتمال زياد در مناطقي رخ مي دهند که سابقه طولاني تخريب و فشار بر محيط زيست دارند . پرفسور لبلانک با اشاره به جنگهاي بالکان، خاور ميانه ، مکزيک و پرو نشان مي دهد که در اين مناطق همه منابع طبيعي به طور کامل مصرف شده اند و اين خود به افزايش تنش ها و درگيري هاي اجتماعي انجاميده است.

اين استاد دانشگاه هاروارد معتقد است که ما واقعا توانايي فراهم سازي منابع کافي را براي ساکنان زمين در اختيار داريم. وي مي نويسد : براي نخستين بار در تاريخ بشر مي توانيم به کمک فنآوري و علم، اکولوژي کره زمين و تاثير فعاليت هاي ما بر آن را فهميده، رشد جمعيت را کنترل کرده و ظرفيت تحمل زيست محيطي را از طريق شيوه هايي که تصورش را هم نمي کرديم افزايش دهيم. وي در پايان نتيجه مي گيرد که براي پايان بخشيدن به جنگ بايد به ماهيت جنگ طلبانه شرايط زندگي انسان اذعان کرد و همچنين دقت کرد که غلبه موفقيت آميز بر اين صفت و خوي انسان به آساني و به سرعت محقق نمي شود.

منبع:

The Futurist, January-February 2004, p 6




Thursday, January 15, 2004

آمريکا به آينده حمله کرده است

نگاهي نو به انگيزه ها و دغدغه هاي آمريکا در حمله به عراق


America has invaded the future: A new look to US concerns and motives for attacking Iraq

تهيه کننده: انديشکده صنعت و فنآوري (‌آصف)
ارديبهشت ۱۳۸۲

بخش هايي از گزارش زير به دلايل شخصي و سياسي عمدا حذف شده اند.

SOME PARTS OF THE FOLLOWING REPORT HAVE BEEN INTENTIONALLY REMOVED DUE TO PERSONAL AND POLITICAL REASONS


يک گروه ۱۰۰۰ نفره از آينده شناسان و کارشناسان مسايل استراتژيک در عظيم ترين پروژه آينده شناسي نيروي هوايي آمريکا ، که در سال ۱۹۹۵ انجام شد، آينده هاي تيره اي را براي اين کشور پيش بيني کردند و به پنتاگون هشدار دادند که اگر...





گشايش

در سال 1995 و به بهانه تدوين استراتژي 30 ساله نيروي هوايي آمريكا، 1000 تن از آينده شناسان و كارشناسان مسايل استراتژيك، به پيش بيني آينده جهان و آمريكا در سال 2025 پرداختند. روش عمل آنها مبتني بر "سناريوسازي" بود.در اين پروژه چهار سناريوي 30 ساله و يك سناريوي 20 ساله ـ به عنوان سناريوي مياني ـ ابداع شد. اين سناريوها حاكي از اين بود كه "سده آمريكا" به زودي جاي خود را به "هزاره آسيا" خواهد سپرد، و امپراتوري آمريكا در آينده نه چندان دور با مشكلات اساسي روبرو خواهد شد. پيام پروژه اين بود كه كاخ سفيد و پنتاگون بايد در اسرع وقت و با استفاده از تمامي امكانات خود، جلوي اتفاق افتادن اين آينده را بگيرند؛ و چنين بود كه حملات آمريكا به افغانستان و عراق طرحريزي گرديد. به اين دليل گفته ميشود كه آمريكا به آينده حمله كرده است.

پيشگفتار


آمريكا بر پايه "خرد غيرمتعارف" به عراق حمله كرده است

سال گذشته در چنين روزهايي، با اوج گرفتن حملات تبليغاتي آمريكا به رژيم عراق، اين سوال در محافل سياسي / امنيتي مطرح بود كه آيا آمريكا واقعاً به عراق حمله خواهد كرد؟ اينك كه آمريكا با زير پا گذاشتن تمام قوانين بين المللي به عراق حمله كرده و اين كشور اسلامي و همسايه ما را به اشغال نظامي در آورده، اين سوال ذهن محافل سياسي / امنيتي را به خود مشغول كرده كه انگيزه ها و اهداف آمريكا در حمله به عراق چه بوده است؟ چگونه ميتوان از اين معما "رمزگشايي" كرد؟

پاسخگويي به اين پرسشها از آنرو اهميت دارد كه حمله آمريكا به عراق به دور از "عقل سليم" به نظر ميرسد و تقريباً با هيچ يك از "قوانين بازيِ" سياسي و نظامي در آستانه قرن بيست ويكم سازگاري ندارد. آيا سردمداران و نظريه پردازان پنتاگون دچار جنون تصميم گيري شده اند؟ آيا آنها از ديدن واقعيتها عاجزند؟ آيا نتوانسته اند "پيامدها"ي حمله به عراق را درك كنند؟ آيا از تحليل "هزينه ـ منفعتِ" پروژه عراق ناتوان بوده اند؟

اينگونه پرسشهاي "منطقي" را تحليلگراني مطرح ميكنند كه پروژه عراق را از زاويه "عقل سليم" ميبينند، و خطاي تحليل آنان از همينجا آغاز ميشود! آمريكا اين تصميم را از منظر عقل سليم اتخاذ نكرده است.

عقل سليم با "خرد متعارف" سروكار دارد؛ همه چيز را بر پايه معرفت "موجود" و ا "گذشته" مي سنجد، و از منطق ابتدايي "دو دوتا چهارتا" پيروي ميكند. اما پنتاگون ـ همان جايي كه بر توليد "سلاحهاي غيرمتعارف" تأكيد مي ورزد ـ در تصميمگيري هاي جديد خود نيز بر پايه "خرد غيرمتعارف" عمل ميكند. اين خرد معطوف به شالوده شكني و نفي تجربيات موجود است؛ كاري به آنچه هست ندارد، و ميكوشد تا آنچه را كه "بايد باشد" خلق كند. آمريكا به يك جهانِ تمام آمريـكايي ميانديشد، و براساس تحليلهاي نگران کننده "آينده پژوهان" به اين نتيجه رسيده است كه هيج فرصتي را ـ ولو اينكه پرهزينه باشد ـ نبايد از دست بدهد. آمريكا اگر هيچ درسي از تاريخ نياموخته باشد، ظاهراً اين آموزه را به خوبي درك كرده است كه "دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد"؛ خيزش توفنده امت اسلامي كه جاي خود دارد.



نميخواهيم بگوئيم كه آمريكا در پروژه عراق به دنبال منافع آني نبوده است؛ اما بيش از آن درصدد يافتن يك جاي پا براي "حمله به آينده" بوده است.

آمريكا از آينده مي ترسد؛ و بهتر است بگوئيم از آينده به شدت ترسيده است. هفت سال
پيش، 1000 تن از آينده پژوهان آمريكايي به بهانه طراحي استراتژي نيروي هوايي اين كشور در افق 2025 گرد يكديگر آمدند و چهار سناريو براي آينده جهان و آمريكا طراحي كردند. جالب است كه همه اين سناريوها به زيان آينده آمريكا بود و نشان ميداد كه يا سده آمريكا به زودي جاي خود را به "هزاره آسيا" خواهد سپرد و يا آمريكا با شرايطي مواجه خواهد شد كه بايد نقش "آتش نشاني" را در جهان آينده پذيرا باشد. اين پيش بيني ها بر سطوت و منزلت جهاني آمريكا در دهه هاي آغازين قرن بيست ويكم خط بطلان ميكشد، و به سردمداران مضطرب پنتاگون ديكته ميكند كه تبعيت از عقل سليمِ سياسي / نظامي هيچ رهاوردي جز نابودي و فروپاشي آمريكا نخواهد داشت. به همين دليل، آمريكا "خرد متعارف" را زير پا گذاشته، و با تمام توان درصدد شالوده سازي براي يك "خرد جديد" است كه ارمغان آن نوعي "قوانين بازي" جديد براي تضمين آينده اين كشور باشد.

سابقه پروژه نيروي هوايي 2025



پيشينه فعاليتهاي آينده شناسي در آمريكا، كه ابتدا رنگ تكنولوژيك داشته است، به دهه 1930 ـ زمان رياست جمهوري روزولت ـ باز ميگردد. با شروع جنگ جهاني دوم، پاي مطالعات رسمي آينده شناسي به نيروهاي مسلح آمريكا باز شد. در سال 1945 كه مقارن با تأسيس انديشگاه رند (RAND) در نيروي هوايي آمريكاست، ارتش اين كشور مطالعاتي را با عنوان "به سوي افقهاي نو" براي پي بردن به تأثير تكنولوژيهاي آينده بر قدرت دفاعي آغاز كرد. به اين منظور، بسيج همگاني آينده شناسان، دانشمندان، نويسندگان داستانهاي علمي ـ تخيلي، افسران، و تكنولوژيستهاي غيرنظامي را به راه انداخت و آنها را در هم انديشيهاي متعدد گردهم آورد. اين مطالعات، به ويژه با كوشش نيروي هوايي كه بازوي اصلي فعاليتهاي آينده شناسي در ارتش آمريكاست، كماكان تا امروز دنبال شده است.

تازه ترين و عظيمترين پروژه آينده شناسي نيروي هوايي آمريكا، پروژه "نيروي هوايي 2025" است كه در اوايل سال 1995 آغاز شد و يافته هاي تكان دهنده آن سرانجام در 3300 صفحه و 10 مجلد تنظيم و به فرماندهي نيروي هوايي آمريكا ارائه گرديد:

در اوايل سال 1995 نيروي هوايي آمريكا تني چند از افسران كارآمد خود و تعدادي از افسران ساير نيروها را مأمور كرد تا عميقاً به پيشرفتهاي تكنولوژي، سياستهاي جهاني، روندهاي اجتماعي و ديگر عوامل تعيين كننده نگاه كنند و "بدترين" وضعيتي را كه ممكن است ايالات متحده در 30 سال آينده با آن روبرو شود به تصوير در آورند؛ و به اين وسيله نيروي هوايي كشور را براي مواجهه با چالشهاي آينده مهيا نمايند.

در بخش ديگري از اسناد اين پروژه خاطرنشان شده است:

طرح "نيروي هوايي 2025" در دانشگاه هوايي آمريكا فراهم شده است. در تهيه اين طرح از افراد مختلفي مانند تكنولوژيستها، آينده شناسان، نويسندگان داستانهاي علمي ـ تخيلي، دانشمندان، تاريخدانان و افسران شاغل و بازنشسته نيروي هوايي استفاده شده است. هدف نهايي پروژه اين بود كه شرايط اقتصادي، سياسي و نظامي جهان در سال 2025 ترسيم، و نيز راههاي افزايش استعدادها و قابليتهاي نيروي هوايي آمريكا براي سازگاري با اين شرايط بررسي شود.

همزمان با پروژه نيروي هوايي 2025 كه در تابستان سال 1996 به پايان رسيد، مطالعه ديگري با عنوان "نگرشي به جهان نو" نيز توسط كميته مشاوران نيروي هوايي انجام شد:

در پروژه نگرشي به جهان نو، تكنولوژيهاي نوظهور و داراي پتانسيل استراتژيك مورد بررسي قرار گرفتند تا با سرمايه گذاري مناسب بتوان از آنها براي تقويت استعدادها و قابليتهاي نيروي هوايي استفاده كرد.

فرمانده وقت نيروي هوايي آمريكا، ژنرال كلي، به صراحت در مورد ديدگاه حاكم بر پروژه نيروي هوايي 2025 گفته است:

چيزي كه ما سعي در انجام آن داشتيم اين بود كه يك موقعيت بسيار مشكل را پيش روي نيروي هوايي قرار دهيم! از نظر ما اين يك روش دورانديشي و كسب آمادگي براي آينده است. ما نميخواهيم ناگهان با اَبُرليزرهاي 30 سال آينده روبرو شده و غافلگير شويم.

اهداف كليدي و پرسشهاي محوري در پروژه نيروي هوايي 2025

پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا، سه هدف كليدي زير را دنبال مي كرده است:

۱-خلق چند تصوير واقعبينانه از جهان در سال 2025
۲-نشان دادن "بدترين وضعتي" كه آمريكا ممكن است در 30 سال آينده با آن روبرو شود.
۳-تدوين استراتژي 30 ساله نيروي هوايي آمريكا، به طوري كه اين نيرو را براي مواجهه با بدترين شرايط ممكن در سال 2025 آماده نمايد.

پرسشهاي محوري

اين پروژه سه پرسش محوري داشته است:
1-ارتش آمريكا در 30 سال آينده با چه مسايلي در ابعاد جهاني و ملي روبرو خواهد شد؟
۲-به طور خاص، نيروي هوايي آمريكا در 30 سال آينده با چه چالشها و مسايلي دست به گريبان خواهد بود؟
۳-نيروي هوايي براي غلبه بر اين چالشها و مسايل از هم اكنون بايد به استقبال چه تحولاتي در مأموريت، سازماندهي، دكترين، استعدادهاي نظامي، سلاحها و تكنولوژيهاي خود برود؟ به خصوص بايد روي كدام تكنولوژيها و سلاحها سرمايه گذاري نمايد؟

بديهي است پاسخگويي به اين سوالها يكباره امكانپذير نبوده، و قبل از آن مي بايست به زنجيرهاي از سوالهاي ديگر پاسخ گفته ميشده است:

الف- اوضاع كلي جهان در 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟
ب- وضعيت كلي ايالات متحده در سال 2025 چگونه خواهد بود؟
پ- سرعت رشد و وضعيت كلي تكنولوژي در خلال 30 سال آينده چگونه خواهد بود؟
ت - در طول 30 سال آينده، احتمالاً چه سلاحهاي جديدي ظهور خواهند كرد؟


هنجارها و فضاي تفكري در پروژه نيروي هوايي 2025

فعاليتهاي آينده شناسي، كليد تدوين هر نوع استراتژي بلندمدت است. يكي از روشهاي قابل فهمي كه آينده شناسان ابداع كرده اند، اصطلاحاً به "سناريوسازي" موسوم است. از آنجا كه هيچ آينده شناسي به خود اجازه نميدهد كه آينده را با قطعيت پيش بيني كند، بنابراين همواره بيش از يك سناريو براي آينده ساخته ميشود.

هر سناريو مبتني بر يك "ديدگاه" خاص است، و بر پايه چندين هنجار (يا متغير) ابداع ميشود. مثلاً ممكن است وقتي شما به آينده جهان نگاه ميكنيد صرفاً ديدگاه سياسي داشته باشيد و هنجارهاي سياسي را براي ابداع سناريوهاي خود انتخاب كنيد. ديگري ممكن است نگاه سياسي ـ اقتصادي داشته باشد و مجموعهاي از هنجارهاي سياسي ـ اقتصادي را براي آفرينش سناريوهاي آينده انتخاب كند.

به نظر ميرسد كه آينده شناسان آمريكايي در پروژه نيروي هوايي 2025، يك "ديدگاه كل نگر" را براي سناريوسازي انتخاب كرده اند. براساس اين ديدگاه، آنها توانستند يك فضاي سه بعدي خلق كنند كه بتوان انواع آينده هاي احتمالي جهان را از زاويه ديد آمريكا در آن نمايش داد. خلق اين فضا، كه خصوصاً با افراد "ديداري" ارتباط برقرار ميكند، يكي از هنرنمايي هاي آينده شناسان آمريكايي در اين پروژه بوده است.

پروژه نيروي هوايي 2025 آمريكا از سه بُعد به آينده نگاه ميكند و سه نوع هنجار را در نظر ميگيرد :

الف. بُعد ايدئولوژيك / فرهنگي. اين بُعد كه "وضعيت جهاني نگرش آمريكايي" نام دارد به اين سوالات پاسخ ميدهد كه آيا مردم جهان در 30 سال آينده، آمريكايي فكر خواهند كرد؟! آيا جهان بيني و ارزش هاي آمريكايي طرد نخواهد شد؟ آيا نگرشها و ارزشهاي ديني، به ويژه اسلامي، بر سكولاريزم آمريكا غلبه نخواهند كرد؟ بسته به پاسخ اين سوالها، آمريكا حتي ممكن است در جهان آينده به كلي "منزوي" شود.

ب. بُعد تكنولوژيك. اين بُعد كه "سرعت پيشرفت تكنولوژي و توزيع جهاني" آن ناميده ميشود، به اين سوالها پاسخ مي دهد كه آيا سرعت پيشرفت تكنولوژي طي 30 سال آينده مانند امروز خواهد بود و يا صورت نمايي و انقلابي پيدا خواهد كرد؟ آيا تكنولوژي برتر كماكان در دست عده انگشت شماري از ملتها باقي خواهد ماند يا ملتهاي ديگري هم صاحب تكنولوژي برتر خواهند شد؟


پ. بُعد سياسي ـ امنيتي. اين بُعد كه "شبكه جهاني قدرت" نام دارد به اين سوال پاسخ ميدهد كه آيا قدرت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي در جهان 30 سال آينده همچنان در انحصار برخي از ملتها خواهد بود و يا كاملاً در جهان توزيع خواهد شد؟

چهار سناريوي اصلي براي جهان و آمريكا در سال 2025

آينده شناسان آمريكايي مقادير مختلفي را براي هر يك از هنجارها انتخاب نمودند، و براساس آنها توانستند چهار نقطه را در فضا مشخص كنند كه نمايانگر چهار آينده ممكن براي جهان و آمريكا در سال 2025 بود. براي هر آينده يك عنوان به خصوص انتخاب كرده و يك سناريوي نظامي براي آن ابداع نمودند. اين عناوين و سناريوهاي مربوط را در زير ميخوانيد:

دنياي دردسرهاي گاليور

اين نقطه با فرض رشد متوسط تكنولوژي و توزيع نامتمركز قدرت در جهان به دست ميآيد. در اين آينده احتمالي، آمريكا با مسايل و مشكلات عديده اي در گوشه و كنار جهان روبروست كه شباهت زيادي به ماجراهاي گاليور در شهر ليليپوت دارد. آمريكا درگير ماجراجوييهاي ناخواسته مانند سركوب تروريسم؛ رويارويي با كشورهايي كه كنوانسيون هاي بين المللي خلع سلاحهاي كشتارجمعي و هسته اي را زير پا ميگذارند؛ كمكهاي بشردوستانه و عمليات پاسداري از صلح خواهد شد. در چنين جهاني ايالات متحده نقش پليس بين المللي، آتش نشان، مددكار اجتماعي و اعطاكننده كمكهاي مالي را بازي خواهد كرد.

دنياي زايباتسو

با تغيير هنجارها در فضاي سه بُعدي، نقطه ديگري در فضا پيدا ميشود كه در آن آمريكا منزوي و در لاك خود فرو رفته است. عنوان انتخابي براي اين نقطه (زايباتسو) از زبان ژاپني وامگرفته شده و معناي "همكاري" ميدهد. حالت زايباتسو با اين پيش فرضها پديد ميآيد كه آمريكا از حيث جهاني منزوي بوده، نرخ رشد تكنولوژي به صورت "نمايي" افزايش يافته و قدرت در انحصار شركتهاي فرامليتي باشد. تصور چنين آينده اي، نظاميان آمريكا را با اين سوال روبرو ميكند كه چه نقشي در آن خواهند داشت؟ پژوهشگران پروژه 2025 ميگويند كه درگيريهاي نظامي در اين دنيا، كوتاه مدت و معدود خواهد بود و نقش نظاميان آمريكا اين خواهد بود كه حافظ منابع، سرمايه ها و دارائيهاي تجاري شركتهاي فرامليتي باشند و دسترسي اين شركتها به موارد ياد شده را تسهيل نمايند.

دنياي هرج و مرج كامپيوتري

اين نقطه نمايانگر دنيايي است كه قدرت واقعي و تكنولوژي در آن به گستردگي توزيع شده، اما آمريكا نيز همچنان در صحنه جهاني فعال است. در اين حالت، بيشتر كشورها به تكنولوژي برتر (كه شامل سلاحهاي كشتار جمعي نيز ميشود) دسترسي دارند. مهمترين خطري كه ملتها را در اين دنيا تهديد ميكند، حمله به "سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي" خواهد بود. به عنوان مثال، تروريستها و كشورهاي متخاصم آمريكا ميتوانند در جهت مختل سازي سيستم كامپيوتري بانكهاي آمريكا و يا ترافيك هوايي آن اقدام نمايند. ادامه اين شرايط به هرج و مرج و نابودي جامعه بشري منتهي خواهد شد.

دنياي كينگخان

پروژه نيروي هوايي 2025 نقطه اي را در فضاي سه بُعدي تصور كرده، كه ناشي از ايجاد قدرت عظيم اقتصادي / سياسي در كشورهاي آسيايي از جمله چين، هنگ كنگ، سنگاپور، تايوان و مالزي در قالب يك "اَبَرملت آسيايي" خواهد بود. در اين دنيا آمريكا به دليل گرفتاريهاي اقتصادي داخلي خود در جهان منزوي خواهد بود و به قولي "سده آمريكا جاي خود را به هزاره آسيا خواهد داد"! حال و هواي آمريكا در دنياي كينگخان مانند حال و روز انگلستان در دهه 1950 خواهد بود كه قدرت سياسي و مستعمرات خود را كم كم از دست داد. اين دنيا با سه فرض زير پديد خواهد آمد:

1-انزواي جهاني آمريكا
2-نرخ متوسط رشد تكنولوژي در جهان
3-تمركز قدرت سياسي ـ اقتصادي جهان در دست يك ابرملت غيرآمريكايي

بنا به تقاضاي خصوصي تني چند از فرماندهان آمريكا، تيم پروژه 2025، دو سنـاريـوي ديـگـر نيـز بـراي آينـده در نظـر گـرفـت :

1-حالتي كه 15 % مردم جهان (شامل اهالي آمريكا) بيشترين ثروت جهان را در اختيار دارند و بقيه ساكنان زمين در ويرانه ها زندگي ميكنند و عملا" هيچ ثروتي ندارند! در اين حالت، آمريكا در معرض انواع تهديدها خواهد بود. اين سناريو از جانب فرماندهان ستاد مشترك به عنوان "نقطه مياني" چهار سناريوي بالا انتخاب شد.
2-در مـورد آينده مشخصي كه تا 25 سال ديگر و پيش از فرارسيدن يكي از چهار سناريوي اصلي اتفاق خواهد افتاد، پژوهشگران پيش بيني كردنـد كه ايـالات متحده با مشكلات اقتـصادي دست به گريبان است، نرخ رشد تكنـولوژي كاهش مييـابد، و روسيـه كه درحال قدرت گيـري است، سعي در اشغـال اوكراين خواهد داشت. در اين دنيـاي مفـروض، آمـريكا با خـطر يك جنـگ تمام عيـار و سلاحهايي روبروست كه داراي تكنـولوژيهاي پيشرفته امروز ميباشند.

چند پيش بيني مهم در پروژه نيروي هوايي 2025

آينده شناساني كه در پروژه نيروي هوايي 2025 كار ميكردند، پيش بينيهاي مختلفي (علاوه بر سناريوها) ارائه دادند كه به خصوص براي نيروهاي مسلح و صنايع دفاعي ما ميتواند قابل تأمل باشد:

در آينده، اطلاعات از بمب موثرتر خواهد بود!

در 30 سال آينده، اطلاعات چه به عنوان يك كالا و چه به عنوان يك حوزه جنگي جديد، بيشتر از بمب موثر خواهد بود و چيره دستي در بهره برداري انحصاري از آن، مهمترين عامل برتري آمريكا نسبت به دشمنان خود خواهد بود.

دولت درآينده توليدكننده تكنولوژي نخواهد بود!

در 30 سال آينده، مسووليت ايجاد و توسعه تكنولوژيهاي حياتي و مهم بر عهده شركتهاي خصوصي دفاعي و غيردفاعي خواهد بود و دولت تنها به "اجاره" و تهيه غيرمستقيم اين تكنولوژيها اقدام خواهد كرد (برخلاف امروز كه دولت رأساً در توسعه و خريد مستقيم تكنولوژي نقش دارد).

كاركنان نظامي در "حاشيه امن" قرار خواهند گرفت!

پرسنل درگير در عمليات، روزبه روز از خط مقدم نبرد فاصله بيشتري پيدا خواهد كرد. آنها به جاي اينكه در كابين هواپيما، تانكها، و هر وسيله جنگي ديگري باشند به "حاشيه امن" ميدان نبرد منتقل خواهند شد. اين امكان از طريق سلاحها و تجهيزات بدون خلبان و كنترل شونده از راه دور ايجاد خواهد شد.

آموزش نظامي از راه دور، توسعه خواهد يافت

آموزشهاي نظامي با استفاده از بازيها و شبيه سازيهاي كامپيوتري، به يك جريان مستمر تبديل خواهد شد. همانطور كه دانشگاههاي مجازي و آموزش از طريق اينترنت در زندگي مردم وارد ميشود، دانشگاههاي نظامي نيز مجازي خواهند شد.

همانطور كه ژنرال كلي، رئيس وقت دانشگاه هوايي آمريكا در خلاصه گزارش نيروي هوايي 2025 نوشت، اين پيشبي نيها در صورتي كه تحقق پيدا كنند، پيامدهايي شگرف، غيرمنظره و انقلابي خواهند داشت؛ و اضافه كرد كه:

"وقوع اين پيامدها اجتنابناپذير خواهد بود" .

عوامل مشترك در سناريوهاي چهارگانه

آيا سناريوهاي چهارگانه اي كه اشاره شد، هيچ مخرج مشتركي دارند؟ طبق معمول، پس از آن كه آينده شناسان سناريوهاي خود را ابداع كردند، طراحان استراتژي ميكوشند تا مخرج مشترك اين سناريوها را بيابند و آنها را مبناي تدوين استراتژي خود قراردهند.
به نظر ژنرال كلي در بين همه اين سناريوها، چندين عامل مشترك وجود دارد. اول اينكه در 30 سال آينده، دنيا بهتر از امروز نخواهدبود. تيم مطالعات 2025 پيش بيني كرده كه بر تعداد كشورها افزوده خواهد شد (همانگونه كه دردهه 1990 در مورد شوروي و يوگسلاوي اتفاق افتاد)، ولي از نفوذ آنها كاسته خواهد شد. ممكن است ائتلافها و امپراتوريهاي جديدي پديدار شود، ولي به هرحال آمريكا بخش اعظمي از اقتدار قرن بيستم خود را به ديگران واگذار خواهد كرد؛ ديگراني كه ممكن است كوچكتر يا بزرگتر از او باشند. عامل مشترك ديگر اين است كه آمريكا با تهديد سلاحهاي كشتارجمعي روبرو خواهد بود، ولي خطر جديتر "حملات اطلاعاتي" است كه به مراتب مخرب تر است. ارزش اطلاعات تحت الشعاع ساختار و زيربناي جمع آوري، پردازش و توزيع آن قرار خواهد داشت . بعلاوه سيستمهاي فضايي و اطلاعاتي روزبه روز نقش مهمتري در عمليات زميني و هوايي ايفا خواهند كرد. آمريكا در زمينه هايي مثل تكنولوژي هواپيما، جنگهاي اطلاعاتي و سيستمهاي فضايي رقبايي خواهد داشت .

در آينده كشورها يا پيمان هايي وجود خواهند داشت كه داراي قدرت نظامي در زمين و هوا باشند، ولي هيچيك قادر نخواهند بود كه مدت زيادي در جنگ مبتني بر تكنولوژيهاي پيشرفته دوام آورند . به همين دليل تيم پرژوه 2025 بر لزوم پشتيباني تكنولوژيك از نيروي هوايي تأكيد كرد .


الف. مراجع اصلي

1- مهرداد مرادي و همكاران (انديشكده صنعت و فناوري)؛ "تصويري از نيروي هوايي آمريكا در قرن بيست ويكم"؛ تهران: سازمان صنايع هوايي نم (معاونت فناوري)، 1379.

2. (a) Jack, A.Jackson et all; “2025 Opreational Analysis: A research paper to Air Force 2025”; 1996.

3. (b) Jack, A.Jackson et all; “An Operational Analysis for Air force 2025: An Application of Value- Focused Thinking to the Future Air and Space Capabilities”; 1996.

ب. مرجع تكميلي

4. مهندس عليرضا بوشهري و همكاران؛ "جنگهاي آينده"؛ تهران: سازمان صنايع هوايي نيروهاي مسلح (معاونت فناوري)، 1379.





[Powered by Blogger]   



Skype (by appointment)


آرشيو

October 12, 2003 December 14, 2003 December 21, 2003 December 28, 2003 January 04, 2004 January 11, 2004 January 18, 2004 January 25, 2004 February 08, 2004 February 15, 2004 February 22, 2004 February 29, 2004 March 07, 2004 March 14, 2004 March 21, 2004 March 28, 2004 April 04, 2004 April 11, 2004 April 18, 2004 April 25, 2004 May 02, 2004 May 09, 2004 May 16, 2004 May 23, 2004 May 30, 2004 June 06, 2004 June 13, 2004 June 20, 2004 June 27, 2004 July 04, 2004 July 11, 2004 July 18, 2004 July 25, 2004 August 01, 2004 August 08, 2004 August 15, 2004 August 22, 2004 August 29, 2004 September 05, 2004 September 19, 2004 September 26, 2004 October 10, 2004 October 17, 2004 October 24, 2004 October 31, 2004 November 07, 2004 November 14, 2004 November 21, 2004 November 28, 2004 December 05, 2004 December 12, 2004 December 19, 2004 December 26, 2004 January 02, 2005 January 09, 2005 January 16, 2005 January 23, 2005 January 30, 2005 February 06, 2005 February 13, 2005 February 20, 2005 February 27, 2005 March 06, 2005 March 13, 2005 March 20, 2005 March 27, 2005 April 03, 2005 April 10, 2005 April 17, 2005 April 24, 2005 May 01, 2005 May 08, 2005 May 15, 2005 May 22, 2005 May 29, 2005 June 05, 2005 June 19, 2005 June 26, 2005 July 03, 2005 July 10, 2005 July 24, 2005 August 14, 2005 August 21, 2005 August 28, 2005 September 04, 2005 September 11, 2005 April 09, 2006 April 16, 2006 April 23, 2006 April 30, 2006 May 07, 2006 May 14, 2006 May 21, 2006 May 28, 2006 June 04, 2006 June 11, 2006 June 18, 2006 June 25, 2006 July 02, 2006 July 09, 2006 July 16, 2006 July 23, 2006 July 30, 2006 August 06, 2006 August 13, 2006 August 20, 2006 August 27, 2006 September 03, 2006 September 10, 2006 September 17, 2006 September 24, 2006 October 01, 2006 October 08, 2006 October 15, 2006 October 22, 2006 October 29, 2006 November 05, 2006 November 12, 2006 November 19, 2006 November 26, 2006 December 03, 2006 December 10, 2006 December 17, 2006 December 24, 2006 December 31, 2006 January 07, 2007 January 14, 2007 January 21, 2007 January 28, 2007 February 04, 2007 February 11, 2007 February 18, 2007 February 25, 2007 March 04, 2007 March 11, 2007 March 18, 2007 March 25, 2007 April 01, 2007 April 08, 2007 April 15, 2007 April 22, 2007 April 29, 2007 May 06, 2007 May 13, 2007 May 20, 2007 May 27, 2007 June 17, 2007 June 24, 2007 July 01, 2007 July 08, 2007 July 15, 2007 July 22, 2007 July 29, 2007 August 05, 2007 August 12, 2007 September 02, 2007 September 09, 2007 September 16, 2007 September 23, 2007 September 30, 2007 October 07, 2007 October 14, 2007 October 28, 2007 November 04, 2007 November 11, 2007 November 18, 2007 November 25, 2007 December 16, 2007 December 23, 2007 December 30, 2007 January 06, 2008 January 13, 2008 January 20, 2008 January 27, 2008 February 03, 2008 February 10, 2008 February 17, 2008 February 24, 2008 March 02, 2008 March 09, 2008 March 16, 2008 March 23, 2008 March 30, 2008 April 06, 2008 April 13, 2008 April 20, 2008 May 11, 2008 May 18, 2008 May 25, 2008 June 01, 2008 June 08, 2008 June 22, 2008 July 06, 2008 July 13, 2008 July 20, 2008 July 27, 2008 November 23, 2008 December 07, 2008 December 21, 2008 January 04, 2009 January 11, 2009 February 01, 2009 February 08, 2009 February 15, 2009 February 22, 2009 March 01, 2009 March 08, 2009 March 15, 2009 March 22, 2009 March 29, 2009 April 12, 2009 May 03, 2009 May 17, 2009 May 24, 2009 May 31, 2009 June 07, 2009 June 21, 2009 July 05, 2009